گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

سفر زمان در وب

۸۸/۱۰/۲۳

اگر اینترنت پرسرعت دارید یا حوصله و صبر زیاد و البته علاقه به سایتهای تمام‌فلَش، سری به این سایت بزنید، بهتر است با اسپیکر روشن سایت را ببینید، بین صفحاتش با کلیک بر روی فلِشهای چپ و راستِ وسط صفحه جابجا شوید تا پس از انیمیشن جالب جابجایی بین صفحات، نماهایی از آینده یا گذشتهٔ لندن، مسکو و …را ببینید.

sensisoft.com

نوشته شده در ساعت ۲۱:۳۸

کمیک بلاگ

۸۸/۱۰/۲۳

وبلاگهایی که به جای نوشته در آنها کاریکاتور یا کمیک می‌گذارند این روزها کم نیستند. نمونه‌های فارسیش را هم احتمالاً دیده‌اید مثل هفت یا آقای اوف.

theoatmealیک نمونهٔ جالب (انگلیسی) از این نوع را چند روز پیش پیدا کردم که به نظرم اگر به اینجور وبلاگها علاقه دارید بد نیست سری به آن بزنید: The Oatmeal. از آنجا که صاحبش -گویا- طراح وب است، مطالبش کم و بیش مزهٔ کامپیوتر و وب می‌دهد. مثلاً این کمیک را با عنوان «چطور می‌شود که یک پروژهٔ طراحی وب، مستقیماً به ته چاه ویل سقوط می‌کند؟» ببینید. کمیکهایی با موضوعات دیگر هم دارد مثل این با عنوان «پانزده نکته دربارهٔ قهوه». اگر فرصت سر زدن به این کمیک‌بلاگ را پیدا کردید به نظرم این کمیک را در مورد خدمات پس از فروش شرکتها حتماً ببینید.

نوشته شده در ساعت ۲۱:۰۷

The Big Picture

۸۸/۰۶/۱۳

The Big Picture (به فارسی احتمالاً «نمای کلی» یا «تصویر بیرونی») یک عکس‌بلاگ و زیرمجموعه‌ای از سایت روزنامۀ بوستون گلوب است. در این عکس‌بلاگ می‌توانید هر چند وقت یک بار معمولاً با توجه به مناسبتهای جاری مجموعۀ جالبی از عکسهای با اندازه و کیفیت بالا را مشاهده کنید. برای نمونه بد نیست سری به این آلبوم با عنوان رمضان ۲۰۰۹ بزنید که همین چند روز پیش به مناسبت آغاز رمضان در دسترس قرار گرفته است. آلبوم رمضان امسال این عکس‌بلاگ از ایران عکسی ندارد، اما آلبوم عکسهای رمضان پارسالش (در این نشانی) یک عکس از ایران و از فرایند پختن زولبیا دارد.

آلبوم عکس انتخابات ایران و همچنین سه آلبوم عکس مربوط به حوادث پس از انتخابات (این، این و این) نیز به نوبۀ خود جالبند (به خاطر انتشار همین عکسهاست که این سایت الان فیلتر شده است).

در حین مرور آلبومهای عکس این سایت، من تعدادی از عکسهای این سایت را گزینش کرده‌ام. ببینید:

معبدی در بوتان

معبدی در بوتان (مراسم تاجگذاری پادشاه بوتان)

مکه

نمایی از مکه (حج و عید قربان)

افغانستان

بزکشی (صحنه‌هایی از افغانستان)

ادامه »

نوشته شده در ساعت ۱۷:۵۳

چشم حلبی

۸۸/۰۶/۱۳

این مقاله را در مورد دکتر حسابی شاید دیده باشید. وقتی در گوگل دنبال عکس فرضی دکتر حسابی و اینیشتین می‌گردید علاوه بر آن عکسی که به روایت مقاله‌ی مزبور فرد مجاور اینیشتین در آن گودل ریاضیدان است، این عکس را هم به وفور می‌بینید:

اینیشتین و دکتر بهرام کورشون اوغلو

چند روز پیش با دوستان تصمیم گرفتیم «حسابی»ِ این عکس را هم پیدا کنیم. برای این کار می‌توان از یک موتور مقایسه‌ی تصاویر کمک گرفت. سایت TinEye یک چنین چیزی است. عکس مورد نظرتان را آپلود می‌کنید و این سایت تلاش می‌کند عکسهای مشابه آن را بیابد.

TinEye

به کمک این سایت مشخص می‌شود که شخصیت مجهول الهویه در عکس فوق بهرام کورشون اوغلو فیزیکدان ترکیه‌ایست.

کاربردهای دیگری هم می‌شود برای این سایت پیدا کرد. مثلاً فکر می‌کنم بشود به کمک چنین سرویسی راجع به چیزهایی که دور و برمان هستند (گلها، گیاهان، پرنده‌ها) و اسمشان را نمی‌دانیم (کلمه‌ی کلیدی برای جستجو در موردشان نداریم) به طریقی مشابه این و به کمک عکسهایی که از آنها می‌گیرم اطلاعات کسب کنیم. نظر شما چیست؟!

نوشته شده در ساعت ۱۲:۴۱

رمزگشایی یک زبان ناشناخته

۸۸/۰۲/۰۸

وبلاگهای مجله‌ی وایرد را اگر مثل من حداقلهای انگلیسی‌فهمی را دارید نگاه کنید. جالبند و احتمالاً خوشتان می‌آید.

البته این روزها ارتباط اینترنتی خانگی من با سایتهایی که قسمتهایی از صفحات آنها از دامنه‌ی googlesyndication.com بارگذاری می‌شود (مثل همین مجموعه وبلاگها) شدیداً مشکل دارد. یعنی باید چند دقیقه منتظر بمانم تا بالا بیایند. فعلاً این مشکل را برای خودم با یک افزونه‌ی فایرفاکس حل کرده‌ام. گفتم شاید این راه حل به کار شما هم بیاید.

در هر صورت امروز ضمن مرور این وبلاگها، به مطلبی رسیدم در مورد این که چطور شخصی به کمک روشهای هوش مصنوعی توانسته به این نتیجه برسد که یک شبه خط ناشناخته‌ی مربوط به یک تمدن چند هزار ساله‌ی هندی/پاکستانی واقعاً یک خط است و نه نقاشیها و سمبلهای بدون ارتباط با زبان (زحمت کشیده البته ;) ، روش کارش اینطوری بوده که مدلش را با چهار خط واقعی مثل خط زبان انگلیسی و چهار غیر خط مثل الگوهای دی.ان.ای، یک زبان برنامه‌نویسی و … آموزش داده، به این نتیجه رسیده که غیرخطها الگوهای کاملاً منظم یا بسیار در هم ریخته دارند ولی خطهای نوشتاری زبانها از لحاظ نظم در میانه‌ی این دو حالت قرار می‌گیرند، نهایتاً شبه خط هندی را به مدلش داده و مدلش به این نتیجه رسیده که این شبه خط واقعاً خط نوشتاری یک زبان است).

ادامه »

نوشته شده در ساعت ۲۰:۴۴

حدیث نفس!

۸۷/۱۱/۲۲

شما از تلفن همراهتان چه استفاده‌ای می‌کنید؟ بیشتر صحبت می‌کنید؟ پیامک می‌فرستید؟ یا …؟! این نمودار را ببینید:

از گوشی موبایلم چه استفاده‌ای می‌کنم

نمودار را از سایت گراف جم برداشته‌ام، از این صفحه. ایده‌ی این سایت آن است که بازدیدکنندگان و علاقمندان به سایت با کمک ابزارهای آن نمودارهای طنزآمیز و خنده‌دار درست کنند. بگذریم!

دو یا سه هفته پیش من گوشی موبایلم را (روشن و در حال کار) با ماشین لباسشویی شستم و بعد از آبکشی، از جیب کاپشنم بیرونش آوردم.

توصیه‌ی اقتصادی: اگر شما هم بلای مشابهی سر گوشیتان آوردید، اولین کاری که می‌کنید این نباشد که سعی کنید روشنش کنید تا ببینید کار می‌کند یا نه. سعی کنید بگذارید به اندازه‌ی کافی خشک شود، بعد …

به هر حال، توصیه‌ی بالایی حاصل جستجوهای بعد از واقعه -به دنبال راه علاج- است و من دقیقاً اولین کاری که بعد از بیرون آوردن آن از جیب کاپشنم کردم روشن کردن آن بود! روشن شد، البته فقط فلاش دوربینش. بعد از آن یکی دو باری گوشی را باز و بسته کردم. همه جایش را خشک کردم و امتحانهای مجدد، نتیجه‌ای جز حداکثر همان روشن شدن فلاش دوربین یا چراغ مادون قرمز نداشت. باتری را به کمک فلاش دوربین کاملاً خالی کردم. اما بعد از آن دیگر گوشی باتری را شارژ نکرد …، کم کم به فکر تعمیرکار افتاده‌ام و البته به دنبال آن وسوسه‌ی خرید یک گوشی جدید یقه‌ام را محکم گرفته و دستش را توی جیبم کرده این روزها و من ضعیف‌النفس به زودی احتمالاً در برابرش تسلیم خواهد شد و … .

در هر صورت، در این مدت نبود گوشی موبایل را من به صورت متفاوتی احساس کرده‌ام. من با «تلفن» موبایل خیلی کمتر از حد متعارف سر و کار داشته‌ام و دارم. می‌دانید؟! نبود گوشی، در گام اول، باعث شد -بعد از مدتها- سراغ ساعت زنگدار قدیمیم بروم و تازه بفهمم زنگ آن چندان مطمئن کار نمی‌کند. هر چند، همان پیشترها هم صبحها معمولاً چند دقیقه پیش از این که موبایلم زنگ بزند از خواب بیدار می‌شدم. الان هم همینطور است! با این تفاوت که این روزها با خیال راحت تا صبح، یکسره نمی‌خوابم و معمولاً نیم ساعت یا یک ساعت پیش از ساعت مقرر بیدارم.

مشکل دیگر، مربوط به پخت و پز است و زمانهایی که باید طول بکشد تا مرحله‌ی بعدی پختن را انجام دهم. برای این کار یک زمانسنج ویندوزی داونلود کردم که چندان ازش خوشم نیامد. این چند وقته، یا از این ساعت زنگی آنلاین استفاده می‌کرده‌ام یا زمان شروع هر مرحله را روی کاغذ می‌نوشته‌ام تا حواسم به کارم باشد.

لیست خریدها (چند بار رفته‌ام برای خرید یک چیز خاص، یادم نیامده چه می‌خواستم بخرم، کلی آت و آشغال اضافی خریده‌ام، برگشته‌ام و متوجه شده‌ام آن چیز ضروری بین لیست خریدهایم نیست!)، موعد پرداخت هزینه‌ی اینترنت، موعد اجاره‌خانه و … ! می‌دانید؟! من به یک گوشی موبایل احتیاج دارم، البته احتمالاً فقط به یک «گوشی» موبایل!

به هر حال، وبگردی درباره‌ی گوشیها را شروع کرده‌ام. این روزها صفحه‌های لمسی و جی.پی.اس متداول شده و من هم تقریباً مصمم هستم که -اگر خواستم بخرم- این بار یک گوشی حائز این قابلیتها و «سیستم‌عامل‌دار» بخرم، ترجیحاً ویندوزی، اما با بودجه‌ای که در نظر گرفته‌ام احتمالاً معقول‌ترین گزینه نوکیا ۵۸۰۰ اکسپرس میوزیک است که سیمبینی است. شاید هم بر وسوسه‌ی پرخرجم غلبه کردم و همان گوشی آب کشیده را فرستادم تعمیر، تا ببینم چه می‌شود.

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۳

کپچا: «تو آدمی؟!»

۸۷/۱۰/۲۰

ماشینهای صاحب‌نظر یک ضعف مهم دارند و احتمالاً راه حل شکست دادن آنها تکیه بر همین ضعف است. آن ضعف مهم آن است که آنها آدم نیستند! بله! آنها خیلی از تواناییهای یک انسان را ندارند. تواناییهای بسیاری از این روباتها محدود به پیدا کردن جعبه‌های متنی، تشخیص نوع داده‌ای که باید آنها را با آن پر کنند و ارسال خودکار داده‌های هرز است. بنابراین می‌توان با ملزم کردن کاربری که فرم را پر می‌کند (مثلاً در حال ثبت نام برای ایجاد یک حساب ایمیل است یا در حال نظر دادن در یک وبلاگ است) به انجام کاری که به طور طبیعی از عهده‌ی یک انسان برمی‌آید و از عهده‌ی یک روبات برنمی‌آید کاری کنیم که روباتها نتوانند فرمها را پرکنند. این اساس روشی برای مقابله با اسپمها در قلمرو فرمهای الکترونیکی است که «کپچا» (CAPTCHA سرواژه‌ی حروف ابتدایی عبارتی انگلیسی با ترجمه‌ی آزمایش تورینگ [نام شخصی است، با تست تورینگ دانشجویان نرم‌افزار آشنایی دارند] کاملاً خودکار عمومی برای جداسازی انسان از کامپیوتر) نامیده می‌شود.

«کپچای تصویر متن» متداولترین نوع کپچاست. نرم‌افزارهای ارسال اسپم معمولاً توانایی پردازش تصویرها را ندارند. آنها حداکثر می‌توانند الگوهای ساده‌ی متنی را پیدا کنند. پس ما اگر در هر بار نمایش فرم یک تصویر تصادفی به کاربر نشان دهیم و از او بخواهیم برای ما بگوید داخل آن تصویر چه می‌بیند، کاربران انسانی -چون توانایی پردازش تصویرها را دارند- می‌توانند مسئله‌ی «چه چیزی داخل تصویر است» را به آسانی حل کنند و نرم‌افزار ارسال اسپم نه. ساده‌ترین چیزی که داخل تصاویر می‌توان گذاشت متون ساده‌ی چند حرفی یا تک کلمه‌ای است که با ترفندهایی همچون مخدوش کردن تصویر با خطوط، نویز و اعوجاج زمینه از حالت متن ساده خارج شده است. در ضمن چون نرم‌افزاری که این تصویر را ایجاد می‌کند جواب مسأله را می‌داند آزمایش درستی پاسخ کاربر هم کاری ندارد. این روش، اساس کپچای تصویر متن است که این روزها در خیلی از سایتها در انواع مختلف جلوی چشممان ظاهر می‌شود.

کپچا

البته دسته‌ای از کاربران انسانی هم هستند که به دلیل نابینایی توانایی حل کردن مسأله‌ی کپچای تصویر متن را ندارند. برای حل مشکل این کاربران که معمولاً با کمک نرم‌افزارهای صفحه‌خوان (نرم‌افزاری است که با تکیه بر فناوری متن به صدا اتفاقات روی صفحه‌ی کامپیوتر را برای کاربر شرح می‌دهد) از اینترنت استفاده می‌کنند در کنار کپچاهای تصویر متن، کپچاهای صوتی معادل نیز ایجاد شدند تا به این طریق مشکل این دسته از کاربران نیز حل شود.

راستی! تا حالا فکرش را کرده‌اید که تا به حال با چند کپچا برخورد کرده‌اید، چند تا از آنها را (به دلیل مخدوش بودن بیش از حد) نادرست جواب داده‌اید و در مجموع چقدر وقت برای حل آنها تلف کرده‌اید؟! هر چند زمان تلف شده برای تک تک کاربران اینترنت احتمالاً ناچیز است، اما فکرش را بکنید که جمع زمانی که کل کاربران اینترنت برای حل کپچاها صرف می‌کنند چقدر است (البته احتمالاً در یکی از نوشته‌هایی بعدی از کسانی برایتان صحبت خواهم کرد که روزانه حداقل هشت ساعت کپچا حل میکنند!). واقعاً اگر اسپم نبود و اگر نرم‌افزارهای ارسال اسپم نبودند لازم نبود این سؤالهای احمقانه را پاسخ دهیم. جالب اینجاست که عده‌ای به همین موضوع فکر کرده‌اند و به ایده‌ای رسیده‌اند که با استفاده از آن می‌توان کاری کرد که حل کپچاها دیگر بیهوده نباشد و از آن سودی به همگان برسد.

مسأله‌ای که حل کپچای تصویر متن به آن شباهت دارد او.سی.آر است (نویسه‌خوان آراکس را که یادتان هست؟! به زودی چیزهای جدید و جالبی راجع به آن برایتان خواهم نوشت). در این فرایند یک برنامه‌ی کامپیوتری تلاش می‌کند تصویر اسکن شده‌ی متن را به متن قابل ویرایش یا جستجو تبدیل کند. اما درصد موفقیت نرم‌افزارها در تبدیل تصویر به متن همیشه بالا نیست. خیلی وقتها متن کاغذی مخدوش است یا کیفیت خوبی ندارد. بنابراین برنامه‌ی او.سی.آر آن را با دقت خوبی نمی‌خواند، اما برنامه متوجه این قضیه می‌شود و می‌تواند قسمتهایی از متن را که خوب نخوانده جدا کند تا یک کاربر انسانی آنها را بازبینی و تأیید یا تصحیح کند. اما همیشه کاربران انسانی برای تصحیح خطاهای او.سی.آر در دسترس نیستند. مخصوصاً برای پروژه‌های عمومی تبدیل کتابهای کاغذی به متون دیجیتالی همیشه بودجه‌ی کافی برای استخدام مصححان در دسترس نیست. سایتی به نام ری‌کپچا تلاش دارد با ارائه‌‎ی سرویس کپچای رایگان، در کنار کلمات ایجاد شده توسط کامپیوتر -که پاسخ آنها برای نرم‌افزار کپچا مشخص است- کلماتی را که نرم‌افزارهای او.سی.آر «با دقت پایین» تشخیصشان داده‌اند در دسترس کاربر انسانی قرار دهد و از او بخواهد درست آن را تایپ کند. به این ترتیب سایت یا سرویسی که از این روش استفاده می‌کند از کاربر می‌خواهد دو کلمه را وارد کند که جواب یکی را می‌داند و نتیجه‌ی ورودی کاربر برای کلمه‌ی دیگر را ذخیره می‌کند تا با دریافت چند جواب دیگر از کاربران دیگر راجع به متن آن اطمینان حاصل کند و نهایتاً دقت متون او.سی.آر شده را بالا ببرد. روش مشابهی نیز برای کپچاهای صوتی و تبدیل صداهای ضبط شده‌ی از دهه‌های گذشته به متن ارائه شده است.

reCAPTCHA

نوشته شده در ساعت ۲۰:۳۲

کاغذ دیواری ماه

۸۷/۰۹/۱۲

اگر احیاناً محض تنوع بدتان نمی‌آید سر هر ماه میلادی کاغذ دیواری ویندوزتان را عوض کنید و طرحهای ساده یا هنری را ترجیح می‌دهید اول هر ماه میلادی سری به سایت اسمشینگ مگزین بزنید. به عنوان نمونه طرحهای مخصوص این ماهش را اینجا ببینید. بعضی از طرحها نسخه‌ی بدون تقویم هم دارند که خوب، می‌شود همیشه از آنها استفاده کرد.

این هم نتیجه‌ی ور رفتن نیم ساعته من با Paint.NET

نوشته شده در ساعت ۲۱:۰۶

بگذارید «اسپم»ها را آنها بخورند!

۸۷/۰۹/۰۷

تولید فهرستهای تقریباً تصادفی از آدرسهای ایمیل -آن طور که در نوشته‌ی قبلی به آن اشاره کردم- هزینه‌ی کاری و زمانی بالایی دارد و با توجه به آن که فقط درصدی از نشانیهای تولید شده معتبر هستند برای هرزنامه‌نگاران کوچک راه‌حل چندان به‌صرفه و مفیدی نیست (البته، هرزنامه‌نگاران با یک ارسال آزمایشی و بررسی پاسخ دریافتی از سرورهای پست الکترونیکی، می‌توانند ایمیلهای معتبر را غربال کنند و فهرست خودشان را بهبود دهند، ولی این کار هم هزینه‌ی پردازشی بالایی دارد). راه حل بهتر، استفاده از فهرستهای ایمیلهای واقعی است. اما این فهرستها چگونه پر می‌شوند و اطلاعات آنها چگونه جمع‌آوری می‌شود؟ هرزنامه‌نگاران برنامه‌های کاربردی زیادی در اختیار دارند که به کمک آنها می‌توانند فهرستهای خودشان را با ایمیلهای واقعی پر کنند. آنها برنامه‌هایی در اختیار دارند که همانند رباتهای موتورهای جستجو به صفحات وب سرکشی می‌کنند و در آنها دنبال رشته‌هایی با الگوی نشانی پست الکترونیکی (نام@دامنه.پسوند دامنه) می‌گردند. پس یکی از اولین و بهترین راهها برای جلوگیری از اضافه شدن ایمیلتان به این فهرستها آن است که آن را در صفحات عمومی وب در اختیار بقیه نگذارید. سعی کنید به جای وارد کردن نشانی ایمیلتان در وبلاگ یا سایت شخصیتان صفحه‌ی تماس بسازید و آن را طوری تنظیم کنید که پیام مخاطب را به طور غیرمستقیم به ایمیلتان بفرستد. بسیاری از سیستمهای نظرسنجی سایتها و وبلاگها از شما می‌خواهند که نام، نشانی وب‌سایت و ایمیلتان را وارد کنید. تا زمانی که مطمئن نشده‌اید سیستم سایت یا وبلاگ مذکور ایمیل شما را به صورت عمومی منتشر نمی‌کند از وارد کردن ایمیلهای اصلیتان در این گونه کادرها خودداری کنید (به عنوان نمونه، یکی از سیستمهای پرطرفدار وبلاگنویسی وطنی که جهت حفظ حریم خصوصی نظردهندگان در وبلاگها آی.پی آنها را حتی در اختیار صاحب وبلاگی که نظر برای او گذاشته شده نمی‌گذارد -احتمالاً به دلیل این که حق همه است که ایمیل نظردهندگان را بدانند و ببینند- ایمیل نظردهندگان را به صورت عمومی منتشر می‌کند ;) ). برخی از سایتها و تالارهای گفتگو بدون ثبت‌نام، مطالب و مقالات خود را در اختیار بازدیدکننده نمی‌گذارند و شما مجبورید برای دستیابی به مطلب مورد نظرتان در این گونه سایتها ثبت‌نام کنید. مشکل اینجاست که ثبت‌نام در این سایتها معمولاً دریافت نامه‌های ناخواسته را به دنبال دارد و علاوه بر این، برخی از این سایتها اطلاعات کاربران خود را در قالب فهرستهای ایمیل، به هرزنامه‌نگاران می‌فروشند. اگر تنها به یک مطلب یا مقاله از سایت یا تالار گفتگوی مورد نظر نیاز دارید بهتر است ابتدا سعی کنید با استفاده از سایتهایی مانند bugmenot.com اطلاعات ورود به اشتراک‌گذاشته شده‌ای از سایت مزبور بیابید و با استفاده از آن وارد سایت مورد نظر شوید (برای نمونه، چند نام کاربری و کلمه‌ی عبور برای سایت آفتاب نقطه آر را اینجا ببینید). در صورتی که به نتیجه نرسیدید و مجبور شدید در سایت مورد نظرتان ثبت‌نام کنید به جای وارد کردن ایمیل واقعیتان از ایمیلهای یک‌بار مصرف استفاده کنید. سایتهایی نظیر www.mailinator.com بدون نیاز به ثبت‌نام، نشانیهای ایمیل موقتی در اختیارتان می‌گذارند که پس از پایان فرایندهای ثبت‌نام می‌توانید با خیال راحت آنها را رها کنید و به قول صاحبان این سرویس: «بگذارید اسپمها را آنها بخورند»!

ادامه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۰:۵۹

غولهای نرم‌افزاری و استانداردهای طراحی وب

۸۶/۰۴/۱۷

امروز اتفاقی و به خاطر یک اشاره فیلم یاد هندوستان کرد و سری به سایت وین‌امپ زدم.

چیزی که در طراحی جدید سایت وین‌امپ توجهم را جلب کرد علاوه بر سبکی صفحات به نسبت نگارشهای قبلی آن و استفاده‌ی مناسب از جاواسکریپت و آژاکس در آنها، طراحی ساده، زیبا و در عین حال کاملاً مطابق با استانداردهای طراحی وب آن بود (چک کنید):

سایت وین امپ
سایت وین امپ با استانداردهای طراحی وب سازگار است

وین‌امپ هم‌اکنون تحت مالکیت شرکت AOL است و متعلقات آن (نرم‌افزار، سایت، جامعه‌ی کاربران و …) تحت نظارت این شرکت اداره می‌شود. چیزی که به نظرم جالب آمد رویکرد شرکتهای بزرگ درگیر فناوری اطلاعات به پیروی از استانداردهای وب است. این که غولهای نرم‌افزاری دنیا به استانداردهای وب اهمیت چندانی نمی‌دهند همواره یکی از دغدغه‌های مدافعان این استانداردها بوده است (برای نمونه اینجا را ببینید). اما این سایت و نمونه‌های دیگر نشان دهنده‌ی آن هستند که این روند در حال تغییر است. چند لحظه پیش چک کردم: سایتهای اصلی غولهای نرم‌افزاری آی.بی.ام، ناول کاملاً با استانداردهای W3C همخوان هستند (چک کنید: ناول و آی.بی.ام). سایتهای مایکروسافت و اپل هر چند عاری از خطا نیستند ولی شمای کلی و تعداد کم موارد ناسازگاری نشان دهنده‌ی حرکت به سمت استانداردها از سوی این شرکتهاست و پرتال ام.اس.ان که یکی از متعلقات مایکروسافت است کاملاً با استانداردهای وب تطابق دارد.

رعایت استانداردهای وب در طراحی سایتهای اینترنتی باعث کاهش زمان و هزینه‌ی نگهداری و خطایابی آنها می‌شود و مطمئناً این بهینه‌سازیها و بهره‌وریهای به وجود آمده از این راه، نظر کارشناسان شاغل در غولهای نرم‌افزاری را نیز به خود جلب می‌کند.

نوشته شده در ساعت ۲۲:۵۵