گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

تاریخ ادبیات به روایت خبرگزاری فارس

۸۸/۰۶/۲۲

چند روز پیش، شاعرانی که در حضور مقام معظم رهبری شعرخوانی کرده بودند اشعارشان را -اختصاصاً- در اختیار خبرگزاری فارس گذاشته بودند. بد نیست نگاهی به این شعرها بیندازید، جالبند: رهبر انقلاب گفتند این شعر را خوشنویسی کنید، شعر طنز سعید بیابانکی که در دیدار با رهبر انقلاب خوانده شد و شعر انتخاباتی امیری اسفندقه.

بعد از بازخوانی این شعرها دوری در اخبار فرهنگی فارس زدم و به این مطلب رسیدم در مورد احمد شاملو. مطالب آموزندۀ زیادی دارد این مقاله و از جملۀ بارزترینشان این است که فروغی بسطامی شاعر همدورۀ فریدون مشیری، رهی معیری و معینی کرمانشاهی بوده است.

فروغی بسطامی شاعر همدورۀ مشیری به روایت خبرگزاری فارس

البته من فقط به صورت سرسری و سطحی مقاله را خواندم وگرنه اهل فن احتمالاً با مرور دقیق مطلب از طریق آن به حقایق جدید و احتمالاً بدیعی راجع به تاریخ ادبیات ایران پی خواهند برد.

نوشته شده در ساعت ۱۷:۲۶

درآمدزایی هرزنامه‏ها

۸۷/۰۹/۰۸

قبلاً اشاره کردم که مهمترین انگیزه برای هرزنامه‌نگاری پول و کسب درآمد است. تعداد زیادی از هرزنامه‌ها برای این فرستاده می‌شوند که گیرنده را به خرید کالا یا خدمات ترغیب کنند. در واقع سود هرزنامه‌نگاری به صورت غیرمستقیم و از سود کالا و خدمات فروخته شده به دست می‌آید (البته بسیاری در قبال دریافت دستمزد، برای دیگران کار ارسال نامه‌های تبلیغی ناخواسته را در حجم وسیع انجام می‌دهند، اینها هر چند سود کار خود را مستقیماً دریافت می‌کنند اما عملاً سود و دریافت تقاضای کار جدید آنها وابسته به سودده بودن کار هرزنامه‌نگاری برای طرف قراردادشان است).

از طرف دیگر فرستادن هرزنامه در حجم بالا نیازمند صرف هزینه و زمان است، علاوه بر این، این کار در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود (به عنوان نمونه، خبر محکومیت یکی از هرزنامه‌نگاران معروف را اینجا بخوانید) و خطرات خاص خودش را دارد. به همین دلیل هرزنامه‌نگارانی که در این کشورها زندگی می‌کنند نیازمند استفاده از روشهای گوناگون برای پنهان نگه داشتن هویتشان و همینطور محل ارسال هرزنامه‌ها هستند که اینها در کل، هزینه‌ی کار آنها را بالا می‌برد. آنها معضلهای دیگری هم دارند: با پیشرفت و هوشمندتر شدن سیستمهای مبارزه با هرزنامه‌ها در سیستمهای پست الکترونیکی، درصد بالایی از هرزنامه‌های ارسالی در پوشه‌ی هرزنامه‌ها جا خوش می‌کنند و مخاطب هدف، آنها را هیچ وقت باز نمی‌کند. با این تفاسیر آیا هنوز هم ارسال هرزنامه کاری سودده است؟ و اگر هست چقدر سود در این کار است؟

گروهی از محققان آمریکایی در اوایل سال میلادی جاری درصدد برآمدند که پاسخ این سؤالات را بیابند.

بهترین راه برای ارزیابی هرزنامه‌نگاری این است که خودت هرزنامه‌نگار باشی!

این جمله‌ای است که یکی از اعضای تیم پژوهشی مذکور در توصیف روش انجام این تحقیق نوشته است. گروه مذکور یک سایت جعلی فروش داروهای محرک راه‌اندازی کردند، همانند هرزنامه‌نگاران حرفه‌ای به کمک بدافزارها و ویروسهای کامپیوتری روی چیزی حدود هفتاد و پنج هزار کامپیوتر خانگی کنترل پیدا کردند تا از آنها به عنوان میاندار عملیات ارسال هرزنامه‌هایشان استفاده کنند و در طول ۲۶ روز چیزی حدود ۳۵۰ میلیون هرزنامه ارسال کردند (در مجموع ۴۶۹ میلیون هرزنامه). تنها تفاوت کار آنها با هرزنامه‌نگاران واقعی آنجا بود که در مرحله‌ی نهایی کردن خرید از سایت جعلی هدف، سایت با ارائه‌ی یک پیغام خطا از ورود اطلاعات کارتهای اعتباری توسط مشتری جلوگیری می‌کرد. نتیجه‌ی نهایی این ماراتن هرزنامه‌نگاری تنها ۲۸ فروش بود! به عبارت دیگر به ازای هر دوازده و نیم میلیون هرزنامه یک مشتری به مرحله‌ی نهایی خرید می‌رسد. اشتباه نکنید! این آمار آنقدرها هم بد نیست. در واقع حجم ارسال هرزنامه از سوی هرزنامه‌نگاران حرفه‌ای به حدی است که با لحاظ کردن این آمار تخمین زده می‌شود آنها روزانه هفت هزار دلار و سالانه بیش از دو میلیون دلار سوددهی دارند (حدس بزنید آمار ارسال روزانه‌ی آنها را)! اما در هر صورت، این با برخی گمانه‌زنیها در مورد درآمدهای افسانه‌ای هرزنامه‌نگاران نیز تناقض دارد و نشان می‌دهد که هرزنامه‌نگاری به نسبت کارهای غیرقانونی دیگر آنچنان که تصور می‌شود سودده نیست (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این پژوهش اینجا را ببینید).

ادامه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۴

پرهیز از اختراع مجدد چرخ

۸۵/۰۴/۱۲

دیشب تلویزیون در یک بخش خبری (اگر اشتباه نکنم) مصاحبه‌ی کوتاهی را پخش کرد که در آن مدیرعامل شرکت گسترش انفورماتیک (باز هم اگر اشتباه نکنم) درباره‌ی محصول اخیر این شرکت یعنی همان کامپیوتر به اصطلاح ملی (با نام علمی ;) کلونایزر) توضیحاتی را ارائه می‌داد.

پیشتر بگویم که این محصولات یا طرحهایی که پسوند ملی ته آنها چسبانده می‌شود در نظر من نمایانگر حاکمیت یک تفکر مسخره و قدیمی است که تلاش دارد در محدوده‌ی مرزهای جغرافیایی ایران یک نسخه‌ی مینیاتوری کاملاً مستقل از جهان را بسازد که بتواند به راحتی در موقعیت بحرانی بدون مشکل با همه‌ی دنیا قطع رابطه کند. تفکری که سابق بر این تلاش داشت در همه چیز «خودکفا» شود و امروز دوست دارد یک نسخه‌ی «ملی» از هر چیزی را داشته باشد هر چند در تولید و یا پیاده‌سازی آن «چیز ملی» کاملاً خودکفا نباشد. این تفکر، هزینه کردن به گونه‌ای سرسام‌آور را راهکار نهایی دستیابی به اهداف خود می‌داند و بدون توجه به میان‌افزار لازم برای دستیابی به توسعه و پیشرفت که همانا پرورش و حمایت از نیروی انسانی تواناست فقط به بزرگتر شدن غولهای پرنفوذ مافیای جذب بودجه‌های دولتی کمک می‌کند. غولهایی که به پشتوانه‌ی سرمایه و رابطه، مجری پروژه‌های ملی می‌شوند و بدنه‌ی علمی آنها را معمولاً مدرک گرفته‌هایی تشکیل می‌دهند که دست توانمند ایرانیشان خارج از چارچوبهای سازمانهایی که از آنها حقوق می‌گرفته‌اند تجربه‌ی قابل ارائه‌ای ندارد و تجارب قابل ارائه‌ی آنها در سازمانهای مذکور نیز چیزی در حد تعارفات معمول سازمانهای دولتی با مدیران عالیرتبه‌یشان است.

مصاحبه‌شونده در بخشی از صحبتهایش اشاره می‌کرد که آنها قصد نداشته‌اند چرخ را از نو اختراع کنند و به همین دلیل کامپیوتر ملی سیستم عاملش ویندوز است! این گفته از نظر من یعنی این که آقایان اگر اراده می‌کردند مشکلی با اختراع مجدد چرخی از آن نوع نداشتند و صـِـرف ملاحظه‌ی تنگی وقت دست به آن اقدام حماسی نزده‌اند (چه بسا این جمله توجیهی باشد بر به انجام نرساندن تعهداتی که بدون مطالعه زیر بار آن رفته‌اند و به مرور زمان دریافته‌اند که دست توانمند ایرانی از عهده‌ی انجام آن برنمی‌آید). در ادامه‌ی تبیین تصمیم غرورآمیز احتراز از اختراع مجدد چرخ اشاره شد که «… اما یک پوسته‌ یا Shell برای این سیستم عامل ساخته شده که همه‌ی ابزارها را در اختیار کاربران می‌گذارد» و همزمان تصویر صفحه‌ی اول این پوسته‌ی مسحورکننده را به نمایش گذاشتند که اگر اشاره نمی‌شد که این بخشی از پروژه‌ی کامپیوتر ملی است من تصور می‌کردم تصاویر مذکور بخشی از پروژه‌ی ملی شبیه‌سازی کاغذبازی اداری است: تصویر یک اتاق کار که مثلاً کاربر برای اسکن باید روی -نمی‌دانم مثلاً- عکس یک دسته کاغذ کلیک می‌کرد و مانند آن. به هر حال آن تصویر و آن نرم‌افزار، نمایانگر میزان توانایی مجریان طرحهای مذکور است که کار شاخص و قابل عرضه‌شان برای دوربینهای تلویزیونی در پروژه‌هایی شبیه به این، حداکثر چیزی در حد همان صفحه‌ی مسخره‌ی کارتونی است و سرانجام ِ دستاوردهای آنها -پس از طی شدن عمر خبریشان- خاک خوردن در انبارهای خریداران بخشنامه‌ای دولتیشان خواهد بود.

نوشته شده در ساعت ۱۸:۲۰

روزی امروز

۸۵/۰۲/۳۰
نوشته شده در ساعت ۲۳:۵۹

روزی امروز

۸۵/۰۲/۲۸
نوشته شده در ساعت ۲۳:۵۹

روزی امروز

۸۵/۰۲/۰۹
نوشته شده در ساعت ۲۳:۵۹

روزی امروز

۸۵/۰۲/۰۶
نوشته شده در ساعت ۲۳:۵۹