درباره من:
آخرین نظردهندگان:
- مریم درباره سه گانه
- زری درباره توصیه هایی برای جستجوی بهتر در اینترنت
- نینا درباره مهمان من، به صرف فلیکر
- نینا درباره و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت
- نینا درباره فلیکرگردی – حیات وحش
مشترک شوید:
ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.
جستجو:
اهم اخبار
۸۹/۰۲/۲۷روزنامهٔ اقتصاد پویا، یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، صفحهٔ آخر:
وقت کردید نگاهی به نسخهٔ PDF این صفحه از روزنامه بیندازید (اینجا)، اخبار جالب دیگری هم دارد، مثلاً این که محققان آلمانی چطور متوجه شدهاند که روباتها میتوانند برای انسانها خطرناک باشند و … .
نوزادان به زبان مادریشان گریه میکنند!
۸۸/۱۰/۲۱یکی از وبلاگهای زیرمجموعهٔ سایت بی.بی.سی (انگلیسی) مطلبی منتشر کرده با عنوان صد چیزی که تا پارسال نمیدانستیم. فهرستش را ببینید (اینجا). مطالب جالبی بینشان هست. مثلاً اشتراکی که ژنرال فرانکو دیکتاتور اسپانیا و هیتلر در نقص عضو داشتند، یا این که تعداد زیادی از مساجد شهر مکه جهت محرابهایشان اشتباه است و به قبلهٔ صحیح اشاره نمیکنند، این که قلب شکسته را میشود با دارو درمان کرد!، این که میمونهای تایلندی به بچههایشان یاد میدهند که چطور از موی انسان به عنوان نخ دندان استفاده کنند و … .
اما جالبترینشان -به نظرم- یافتهٔ محققان آلمانی است دربارهٔ این که نوزادان، بسته به زبان مادریشان با لهجههای متفاوت گریه میکنند! بر اساس این پژوهش، نوزادان در مرحلهٔ جنینی و با توجه به صداهای دریافتی از محیط بیرونی تحت تأثیر لهجهٔ مادرشان قرار میگیرند. اگر حوصله داشتید اصل مقاله را بخوانید (اینجا) و اگر نه، صدای گریهٔ نوزاد آلمانی و فرانسوی را در این صفحه گوش کنید تا تفاوت را ببینید.
قلب جوهر
۸۸/۰۱/۳۱حوالی دقیقهی چهاردهم فیلم قلب جوهر:
- Do you have any idea how valuable this manuscript is?
- Yes, I know.
- Oh, you know, do you?
- It’s Persian, isn’t it? I can tell from the illuminations … the pinks and the blues and the gold-patterned background. Maybe from the late 12th century or so?
- Goodness me, what a little know-it-all.
- It’s beautiful.
- Yes, it is, isn’t it? But I just adore everything Persian.
- You’ve been to Persia, then?
- Yes, a hundred times. Along with St. Petersburg, Paris, Middle Earth, distant planets and Shangri-la. And I never had to leave this room.
ابعاد تصویر کتاب (در نسخهای از فیلم که من دارم) طوری نیست که بشود شعرها را خواند، ولی نمای نزدیکتری از نقاشیها نشان داده میشود که نشان میدهد تصویر باید مربوط به کتابی با یک داستان عاشقانه باشد: مثلاً یکی از کتابهای نظامی یا احتمالاً یکی از داستانهای عاشقانهی شاهنامه.
هست دی خوش آمد، نیشما چطور؟!
۸۷/۰۹/۰۹وبلاگی را باز میکنی، میخوانی «داشتم تیزر فیلم جدید جیم کری رو در سایت اپل می دیدم …»، روی لینک کلیک میکنی، پیشپرده را داونلود میکنی، میبینی و چیزی کشف میکنی، فکر میکنی احتمالاً این برای بقیه هم جالب است، تکهی جالب را میبری، میآیی که بگذاری توی وبلاگت، تازه یادت میافتد که اصلاً چرا لینکدهندهی اولی به این پیشپرده لینک داده بوده، بر میگردی نگاه میکنی، میبینی که بعله! چیزی را کشف کردهای که قبلاً کشف شده بوده!
در هر صورت من مطلب آقا صالح را تکمیل میکنم که در این تکه از پیشپردهی فیلم Yes Man (که نمایشش از اواسط ماه میلادی آینده شروع میشود)، جناب جیم کری در حال پرسه زدن در سایتی با نشانی persianwifefinder.com است (سایتی با این نشانی فعلاً وجود ندارد) و … و در گوشهای از پنجرهی باز شده از سایت عبارت احتمالاً فارسی «هست دی خوش آمد، نیشما چطور» به چشم میخورد.
دو بریده از دو فیلم
۸۶/۱۱/۱۹دو تکه از دو فیلم (هالیوودی) بریدهام که اخیراً دیدهام و یک جورهایی با ایران و ایرانی ارتباط دارند. گفتم شاید برای شما هم جالب باشد آنها را ببینید.
اولی تکهای است از کارتون آن سوی پرچین، یکی از شخصیتهای فیلم گربهی خانهای است که شخصیتهای دیگر تصمیم دارند به آن وارد شوند و از یخچال آن خوراکی بدزدند. راسو مأمور میشود تا سر گربه را گرم کند. گربه در گفتگو با راسو میگوید که یک گربهی ایرانی است و اسمش «پرنس تایگریاس محمود شهباز» است! ببینید:
شباهت (یا توهم شباهت)؟
۸۶/۱۱/۱۵فیلم شاه آرتور را میدیدم چند روز پیش، به نظرم آمد که بازیگر نقش آرتور (کلایو اون) شباهت عجیبی دارد به یکی از بازیگران ایرانی: رامبد شکرآبی، یادم افتاد که پیش از این -وقتی یکی از فیلمهای سری ایندیانا جونز را میدیدم- احساس کرده بودم چهرهی نقش اول آن فیلمها (هریسون فورد) شباهت زیادی دارد به چهرهی یکی دیگر از بازیگران ایرانی (عرتالله مهرآوران). اسم شبیههای ایرانی را به یاد نمیآوردم، اولی را همان شب بعد از چند جستجو پیدا کردم و دومی را هم همین چند دقیقه پیش. مشکل اینجاست که وقتی سعی کردم عکسهایی پیدا کنم که در آنها شباهت قابل قبولی بین این دو زوج باشد به نتیجهی قانع کنندهای نرسیدم! نهایتاً گریزی به فیلم شاه آرتور زدم تا از آنجا بلکه یک تصویر چهرهی مشابه بیابم که با مرور فیلم به این نتیجه رسیدم که احتمالاً شباهت آنچنانیی بین زوج اول وجود نداشته و احساس من در مورد شباهت (احتمالاً هر دو زوج) توهمی بیش نبوده!
اولین رهنمون؟!
۸۶/۱۰/۰۹ترنسفورمرز را دیدید؟! چند روز پیش کانال سه پخشش کرد. با اسم فارسی «اولین -یا شاید نخستین- رهنمون»! در هر صورت این چند جمله بخشی از گفتگوهای این فیلم است (در نسخهای که من دارم -به طول دو ساعت و بیست و سه دقیقه- حوالی دقیقهی بیست و هشت):
- Hey, guys, I think the other team figured it out : Iran!
- Come on, man! This is way too smart for Iranian scientists!
به هر حال چشممان به جمال دانشمندان ایرانی در فیلمهای علمی-تخیلی هم روشن شد! هر چند مطمئن نیستم، ولی فکر میکنم در دوبلهی صداوسیمایی این تکه، اسمی از ایران نبود.
مورچگان ;) را چو بود اتفاق …
۸۶/۰۵/۱۹دیشب یکی از بخشهای خبری سیما لحظاتی از یک اتفاق نادر در حیات وحش را به نمایش گذاشت. گشتم و فیلمش را اینجا پیدا کردم. یک گروه توریست خوش شانس در یکی از پارکهای ملی حیات وحش آفریقای جنوبی در سال ۲۰۰۴ شاهد این ماجرا بوده و یکی از آنها از آن فیلم گرفته است. کل ماجرا چیزی حدود هشت دقیقه است که من تکههایی از آن را حذف کردهام تا ویدئوی کمحجمتری درست کنم (حدود چهار دقیقه) که میتوانید اینجا آن را مشاهده کنید:
در اینجا میتوانید به نسخهی با کیفیت بهتر این ویدئو دست پیدا کنید (یک چیزی حدود هفتاد مگابایت حجم دارد). در این صفحه نیز میتوانید چیزهای بیشتری راجع به این فیلم پیدا کنید. من اینجا خلاصهای از داستان را برایتان بازگو میکنم تا اگر نشد فیلم را ببینید حداقل بدانید چه اتفاقاتی داخل آن میافتد:
سیارهی آبی (۱) – قسمت اول
۸۶/۰۴/۱۵مقدمه
نمیدانم چقدر به حیات وحش علاقمندم! آخر آنچنان با این مقوله از نزدیک برخورد نداشتم و غیر از دورهی کوتاهی از بچگیم -که مثل خیلی از بچههای همولایتی، تفریح عمدهام گشت و گذار در باغها و صحراها و جمعآوری ملخ و جک و جانورهایی از این دست بوده- خیلی اهل طبیعت و طبیعتگردی نبودهام. اما به هر حال همیشه از ورق زدن کتابهای مصور مربوط به حیات وحش لذت میبردهام، همچنان که از دیدن عکسهای مربوطه و همچنین تماشای فیلمهای مستند مرتبط.
چند وقتی است قصد دارم مجموعهی کامل یکی از مستندات حیات وحش ساخت بی.بی.سی را که در دسترسم قرار گرفته با دقت ببینم و این کار را از دیشب شروع کردهام. فکر کردم بد نیست برای این که از وقتی که برای این کار صرف میکنم بهترین استفاده را کرده باشم از روی فیلم جزوهبرداری کنم و عکسها و -اگر بشود- تکههای جالب این فیلمها را به این جزوههای آنلاین الصاق کنم. حداقل نفعی که دارد این است که بعدها با صرف زمان کمتری میتوانم تکههای مورد علاقهام را پیدا کنم. ضمناً این جزوهها میتواند راهنمای آنلاین خوبی باشد برای کسانی که میخواهند این جور فیلمها را ببینند.
مجموعهی مستند سیارهی آبی
مجموعهی تلویزیونی سیارهی آبی یا The Blue Planet یکی از تولیدات شبکهی تلویزیونی بی.بی.سی است که مشتمل بر هشت قسمت ۵۰ دقیقه به همراه دو قسمت اضافه شامل پشت صحنهها و حاشیههای تولید این مجموعهی مستند است و همچنان که نام آن نشان میدهد به حیات وحش در محدودهی دریاها، اقیانوسها و سواحل میپردازد. اطلاعات کاملتر راجع به این مجموعهی مستند را میتوانید در این قسمت از سایت بی.بی.سی بیابید و در این قسمت از همان سایت نیز به اطلاعات جامعتری راجع به موضوع مجموعه دست پیدا کنید. گویندگی این مجموعه بر عهدهی دیوید اتنبرو بوده و فکر میکنم جز در قسمتهای اضافی مربوط به حاشیهها خودش فقط در نقش گوینده ظاهر شده و چهرهی او را به آن صورت نمیبینیم.
این مجموعهی مستند ریتم نسبتاً یکنواختی دارد (البته من هنوز همهی قسمتهای این مجموعه را ندیدهام) و این باعث میشود که تماشای کامل آن نیاز به کمی حوصله داشته باشد. هر چند صداگذاری فوقالعاده و موسیقی همگام و سرحالآور زمینه تا حد زیادی کمک میکند به این که بتوان همگام با آن تا آخر هر قسمت پیش رفت. تیتراژ مجموعه را ببینید:
تن تنن
۸۶/۰۲/۲۸بخوانید:
من چنگ توام! زخمه بزنی،
زخمه نزنی: من تَن تَنَنَم!
متن کامل غزل (با روایتی اندکی متفاوت)، خواننده
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


