گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

از طرف چپ کاغذ

۸۸/۱۱/۱۲

از متن یک مصاحبه با محمد حقوقی:

… بیهقی و امثال او به طور طبیعی از طرف راست کاغذ می‌نویسند، اما اکثر شاعران و بهتر است بگویم ناظمان از طرف چپ کاغذ. برای این که این قافیه‌ها هستند که به شاعر دستور می‌دهند …


حد همین است، محد حقوقی، نشر قطره، صفحهٔ ۱۷۳

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۴

تغییر در «کدهای گنجور»

۸۸/۱۰/۲۸

مدتها قبل به کمک یک سرویس میزبانی رایگان امکان این که بتوان در سایت یا وبلاگ یک بیت تصادفی را نشان داد ایجاد کرده بودم. اخیراً دامنهٔ رایگانی که این سرویس رایگان می‌داد منقضی شده و از دسترس من خارج شده. اگر در وبلاگتان از این کدها استفاده می‌کنید لطفاً این نوشته را در وبلاگ تازه‌های گنجور ببینید: اطلاعیهٔ مهم برای کاربران کدهای گنجور.

کد شعر گنجور

نوشته شده در ساعت ۲۰:۲۰

مسیر دریایی شیراز به مشهد ;)

۸۸/۰۷/۲۸

سعدی:

قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان

گر چشم من اندر عقبش سیل براند

نزدیک به همین مضمون: روز باران

پی‌نوشت: ایجاد یک راه آبی میان فارس و خراسان گویا از دغدغه‌های سعدی بوده ;) . جای دیگری هم به این موضوع اشاره کرده:

شعرش چو آب در همه عالم چنان شده

کز پارس می‌رود به خراسان سفینه‌ای

نوشته شده در ساعت ۲۲:۰۸

ویندوز واقعی را مجازی کنید

۸۸/۰۷/۱۷

چند وقت پیش، ویندوزی که سه یا چهار سالی می‌شد روی کامپیوترم نصب بود با مودم ADSLم مشکل پیدا کرد، به نحوی که نتوانستم مشکلش را حل کنم و مجبور شدم ویندوز جدیدی روی کامپیوتر نصب کنم. روی ویندوز قدیمی نسخه‌ی ثبت شده‌ی نرم‌افزاری را با محدودیت تعداد نصب داشتم که نمی‌شد روی ویندوز جدید (بدون پرداخت هزینه‌ی مجدد) آن را نصب کرد. آن وقتها دوست داشتم راهی پیدا می‌شد تا ویندوز نصب شده‌ی قدیمی را به صورت ویرچوال نگه داشت و از آن نرم‌افزار استفاده کرد.

دیروز وبلاگ لایف‌هکر چنین نرم‌افزاری را معرفی کرده: Disk2vhd. گفتم شاید بعداً دوباره موردش پیش بیاید، اگر اینجا بنویسمش راحت‌تر پیدایش می‌کنم. احتمالاً به درد شما هم می‌خورد.

disk2vhd

بحث حقیقت و مجاز شد ;) ، این بیت حافظ را دیده‌اید که می‌شود آن را به دو صورت کاملاً متناقض خواند؟ (به محل ویرگول توجه کنید):

خمها همه در جوش و خروشند ز مستی

وآن می که در آنجاست حقیقت، نه مجاز است!

خوانش دوم (که البته کمی دور از ذهن است و خواندنش سخت‌تر است):

خمها همه در جوش و خروشند ز مستی

وآن می که در آنجاست حقیقت نه، مجاز است!

غزل کامل را اینجا بخوانید.

نوشته شده در ساعت ۱۹:۴۶

تاریخ ادبیات به روایت خبرگزاری فارس

۸۸/۰۶/۲۲

چند روز پیش، شاعرانی که در حضور مقام معظم رهبری شعرخوانی کرده بودند اشعارشان را -اختصاصاً- در اختیار خبرگزاری فارس گذاشته بودند. بد نیست نگاهی به این شعرها بیندازید، جالبند: رهبر انقلاب گفتند این شعر را خوشنویسی کنید، شعر طنز سعید بیابانکی که در دیدار با رهبر انقلاب خوانده شد و شعر انتخاباتی امیری اسفندقه.

بعد از بازخوانی این شعرها دوری در اخبار فرهنگی فارس زدم و به این مطلب رسیدم در مورد احمد شاملو. مطالب آموزندۀ زیادی دارد این مقاله و از جملۀ بارزترینشان این است که فروغی بسطامی شاعر همدورۀ فریدون مشیری، رهی معیری و معینی کرمانشاهی بوده است.

فروغی بسطامی شاعر همدورۀ مشیری به روایت خبرگزاری فارس

البته من فقط به صورت سرسری و سطحی مقاله را خواندم وگرنه اهل فن احتمالاً با مرور دقیق مطلب از طریق آن به حقایق جدید و احتمالاً بدیعی راجع به تاریخ ادبیات ایران پی خواهند برد.

نوشته شده در ساعت ۱۷:۲۶

رومیزی نو

۸۸/۰۵/۰۲

کمی روی گنجور رومیزی کار کردم. حالا بالایش یک نوار ابزار دارد با چند دکمه، پایینش یک نوار وضعیت و خوب! یک کارهایی هم می‌کند ;) . برایش یک نصاب ساختم و پروژه را به سایت سورس فورج منتقل کردم. تصویری از آن را ببینید:

گنجور رومیزی

دوستانی که آن فایل ۲۱ مگابایتی پیشین را دریافت کرده‌اند کافی است فقط این فایل اجرایی را دریافت کنند و آن را در پوشه‌ای که برنامه را در آن باز کرده‌اند جایگزین فایل قبلی کنند. باقی دوستان، در صورت تمایل برنامه را از اینجا دریافت کنند.

نوشته شده در ساعت ۱۵:۲۶

بیچاره خضر!

۸۷/۰۹/۲۴

می‌گوید:

ما ازین هستی ده روزه به جان آمده‌ایم

وای بر خضر که زندانی عمر ابد است!

و اخطار می‌دهد که:

به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر

مباد آب حیاتت دهد به جای شراب!

این «خضر» را در بعضی شعرها مثل این بالایی باید گویا با دو حرکت خواند، احتمالاً چیزی مثل «خِضِر» تا وزن شعر درست باشد (در بیت اولی این طوری نیست). به هر حال اگر کسی تلفظ صحیح این اسم را در این موارد می‌داند، بگوید، یاد بگیریم!

در هر صورت، جناب «صائب» گویا از عمر جاویدان خوشش نمی‌آمده (گربه، گوشت و …؟! ;) )، و احتمالاً باید برایش اظهار خوشحالی کنیم که زنده نمانده تا بشنود کارشناسان عقیده دارند که انسان می‌تواند تا ۱۰۰۰ سال عمر کند. البته گویا جناب صائب هم‌مسلکانی در بین همان کارشناسان هم دارد چرا که طبق عنوان مقاله، عده‌ای از کارشناسان قصد دارند جلوی این کار نشده را بگیرند (متن مقاله را درست نخوانده‌ام ببینم منظورش چیست)!

با این مضمون باز هم دارد:

خبر ز تلخی آب بقا ;) کسی دارد

که همچو خضر گرفتار عمر جاوید است

داشتم تک‌بیتهای صائب را وزنیابی می‌کردم برای گنجور، این بیتها را دیدم، به نظرم جالب آمدند. خوبی قالبی مثل تک‌بیت این است که اضافه ندارد، شاعر جان نکنده تا کلی مزخرفات اضافی به یک بیت ناب اضافه کند تا شعرش از لحاظ ظاهری کامل شود. بیتهای دیگری را هم علامت زده‌ام، به نظرم جالبند. از آن جمله این بیت معروف است که می‌گوید:

یک عمر می‌توان سخن از «زلف یار» گفت

در بند آن مباش که مضمون نمانده است

یک پند از نوع امنیت اجتماعی ;) :

دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب

که هوس در دل مرغان قفس بسیار است!

یک توصیه‌ی شغلی:

در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار

از کار هر که دست کشد کاردان‌تر است

و سرانجام یک روایت خودشناسانه:

تا داده‌ام عنان توکل ز دست خویش

کارم همیشه در گره از استخاره‌هاست

 

نوشته شده در ساعت ۲۲:۱۰

شاهنامه به روایت مولوی

۸۷/۰۵/۲۰

چند وقت پیش -نمی‌دانم به چه دلیلی- دنبال این شعر منسوب به مولوی گشتم و جایی روی اینترنت آن را نیافتم. این بار که فرصت شد سری به خانه‌ی زادگاهی بزنم، کتابی را که در صفحه‌ای از آن این شعر را از روی کتاب بیان دکتر شمیسا رونویسی کرده بودم با خودم آوردم. تشبیهات جالبی دارد (در واقع همه‌اش تشبیه است) و از همه جالب‌تر به نظرم «ایران جان» و «توران تن» است. راجع به کلمه‌ی «زواد» در بیت نهم -نظر به خط خوشم ;) – مطمئن نیستم، شاید «نهاد» باشد.

کیخسرو ِ سیاوش ِ کاووس ِ کیقباد

گویند کز فرنگس ِ افراسیاب زاد

رمزی خوش است گر بنیوشی بیان کنم

احوال خلق و قدرت شادی و علم و داد

زایران ِ جان سیاوش ِ عقل ِ معاد، روی

از بهر این نتیجه به تورانِ تن نهاد

پیران مکرپیشه که عقل معاش بود

آمد به رسم حاجب و در پیشش ایستاد

تا برد مر ورا بر ِ افراسیاب ِ نفس

پس سعی کرد و دختر طبعش به زن بداد

تا چند گاه در ختن کام و آرزو

بیچاره با فرنگس ِ شهوت ببود شاد

گرسیوز ِ حسد ز پی کینه و فساد

آمد میان آن دو شه نامور فتاد

تدبیرهای باطل و اندیشه‌های زشت

کردند تا هلاک سیاوش از آن بزاد

زیر سفال سفله درخشنده گوهرش

پنهان نشد که داشت ز تخم دو شه زواد

کیخسرو ِ وجود ز تزویج عقل و نفس

موجود گشت و و بال بزرگی همی‌گشاد

گیو ِ طلب بیامد و شهزاده برگرفت

از تور تن ببرد به ایران جان چو باد

زآنجاش باز برد به زابلْسـِـتان ِ علم

دادش به زالِ علم که او بود اوستاد

سیمرغ ِ قاف ِ قدرتش از دست زال علم

بستد ز لطف و چشم جهان بینْش برگشاد

منسوب به مولوی به نقل از آذربیگدلی

نوشته شده در ساعت ۱۷:۳۰

مهمان‌نوازی حافظ

۸۷/۰۴/۰۲

پیشتر ذکر خیری ;) از اهلی شیرازی شاعر قرن نه و ده هجری کرده‌ام (اینجا، شماره ۲). احتمالاً می‌دانید که قبر اهلی شیرازی در جوار آرامگاه حافظ است. امروز میان صحبتهای سر میز غذا با همکاران، یاد روایتی از ماجرای دفن اهلی شیرازی در جوار حافظ افتادم که پیشترها در یکی از مجلات خوانده بودمش. جستجوی مختصری کردم، در هیچ سایتی نقل آن روایت را ندیدم. گفتم برای شما بگویمش، خالی از لطف نیست.

این طور که روایت کرده‌اند پس از مرگ اهلی راجع به محل دفن او بین بزرگان شهر اختلاف نظر بود. تصمیم گرفتند به دیوان خود اهلی تفأل بزنند و از خود او کسب تکلیف کنند. این بیت آمد:

جایم به روز واقعه پهلوی او کنید

او قبله‌ی من است، رخم سوی او کنید

انگار مشکل شد دو تا! حالا علاوه بر مشکل محل دفن، باید «او»ی مورد اشاره‌ی حضرت اهلی را هم می‌یافتند. عده‌ای با توجه به ارادت اهلی به حافظ عقیده داشتند «او» حافظ است و اهلی می‌خواسته در جوار حافظ دفن شود. تصمیم گرفتند از خود حافظ چاره‌جویی کنند. به دیوان حافظ تفأل زدند، این بیت آمد:

رواق منظر چشم من آشیانه‌ی توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست!

این شد که اهلی را در جوار حافظ به خاک سپردند!

نوشته شده در ساعت ۲۰:۲۸

وقت می‌گذرانیم!

۸۷/۰۳/۱۸

۱) تنبلی مفید و تنبلی مضر

می‌دانید؟! آدم تنبل دو جور داریم، درست‌تر بگویم «آدم» دو جور تنبلی می‌کند. یک جور تنبلی، «تنبلی مضر» است و یک جور دیگر «تنبلی مفید». فرض کنیم «شما قرار است کاری را انجام دهید»، و فارغ از این که چقدر تنبلید و چقدر می‌خواهید تنبلی کنید، چون «خودتان می‌خواهید آن کار را انجام دهید» یا خدای نکرده (که در مورد من مصداق ندارد) «مجبورید» آن کار را انجام دهید، «آن کار را انجام می‌دهید». فهمیدید که؟!

ادامه »

نوشته شده در ساعت ۱۹:۰۱