گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

دی.ان.اس‌های گوگل

۸۸/۱۱/۳۰

این را در نظرات یکی از وبلاگها خواندم، یادم نیست کدام وبلاگ. اما به هر حال کار مرا فعلاً راه انداخته. گفتم شاید شما هم، همهٔ زندگی آنلاینتان روی جیمیلتان باشد و دسترسی از طریق محیط آشنایی وبی آن برایتان ضروری، شاید این راه حل به درد شما هم بخورد: دی.ان.اسهای ارتباط اینترنتیتان را روی 8.8.8.8 و 8.8.4.4 تنظیم کنید بلکه رستگار شوید.

نوشته شده در ساعت ۱۶:۰۱

فایرفاکس جدید، اپراهای موبایل و …

۸۸/۱۱/۱۹

فایرفاکس ۳.۶ خیلی وقت است که آمده، ولی من همین یکی دو روز پیش نصبش کرده‌ام. با نصب (در واقع ارتقا به) این ویرایش، بعضی افزونه‌های ناسازگارم از کار افتادند. راه حلی که برای ویرایشهای قدیمی‌تر این مشکل را حل می‌کرد برای این ویرایش با کمی تغییر کار می‌کند: کافیست در about:config کلیدی با نام extensions.checkCompatibility.3.6 ایجاد کنید و مقدار آن را false بگذارید (دستورالعمل این کار مطابق همان روش قدیمی است که می‌توانید آن را اینجا بازخوانی کنید).

ادامه »

نوشته شده در ساعت ۲۱:۴۱

آسیاتک

۸۸/۰۳/۰۶

کمتر از بیست روز دیگر فرصت دارم تا خانه‌ای نزدیک محل کار جدیدم (یا محل جدید کارم ;) ) پیدا و نقل مکان کنم. در این مدتی که در خانه‌ی فعلی (واقع در شمال تهران) ساکن بودم (حدود دو سال و نیم) از خدمات اینترنت ADSL آسیاتک استفاده می‌کردم. آن وقتها که دنبال ای.دی.اس.ال بودم کمی راجع به کیفیت خدمات شرکتهای مختلف جستجو کردم. تا آنجا که به یاد دارم -غیر از نارضایتیهای شدید بعضی- مطلب مؤثر و به درد بخوری پیدا نکردم. آسیاتک آن وقتها یک ماه رایگان سرویس می‌داد، روی همین حساب، با نیت این که سرویسش را تست کنم و در صورت رضایت، تمدید کنم سراغ همین شرکت رفتم (شرکتهای دیگر چنین امکانی نداشتند). مودم را از خودشان خریدم. مودم USB با مارک CORECESS ساخت چین که بعدها به این نتیجه رسیدم که انتخاب اشتباهی بوده : اولاً گاه و بیگاه باعث بروز خطاهای صفحه آبی ویندوز می‌شود و ثانیاً دو سه باری که با دریافت ویرایشهای جدید اوبونتو یا لینوکسهای دیگر تلاش کردم از لینوکس روی کامپیوترم استفاده کنم -با توجه به این که به اندازه‌ی کافی با لینوکس آشنایی دارم و پیشتر کارت گرافیکی و مودم Dial Up م را روی لینوکسهای قدیمی راه انداخته بودم-، عدم موفقیت در راه‌اندازی این مودم باعث شد بی‌خیال لینوکس شوم.

اوایل برای یادآوری شارژ چند روزی پیش از اتمام آن زنگ می‌زدند و می‌پرسیدند که لازم است شارژ صورت گیرد یا نه و برای تحویل فاکتور و دریافت هزینه توسط پیک هماهنگ می‌کردند. بعدتر، یواش یواش یادشان می‌رفت و بعدترها گفتند باید خودتان تماس بگیرید.

برای پرداخت هزینه‌ی ماهیانه ابتدای کار پیک می‌فرستادند -برای خطوط ۱۲۸ کیلو به بالا رایگان-، یک مدت هم مبلغ را واریز می‌کردم و شماره فیش را با ایمیل برایشان می‌فرستادم. بعدتر، پرداخت (کاملاً) آنلاین راه انداختند که فکر می‌کنم چند ماهی ;) کار می‌کرد (امکان شارژ سرویس، پرداخت آنلاین و گزارشگیری داشت). الان فقط می‌شود از طریق سیستم آنلاینشان -بدون نیاز به تماس با واحد فروش- ماه بعد را شارژ کنید و شماره فیش واریزی را وارد کنید. در هر صورت، همینش هم فکر می‌کنم غنیمت باشد با توجه به این که «اینجا ایران است».

قیمتهایش اوایل خوب بود، من در تمام مدت این دو سال و نیم ۱۲۸ کیلو با پهنای باند نامحدود خریداری می‌کردم، فکر می‌کنم تا همین پارسال کمتر از بیست هزار تومان می‌شد. اما، با طرح شدن آن چند (سه؟) درصد مالیات بر ارزش افزوده (یا یک چیزی مثل این)، بهانه کردند همین را و چیزی حدود چهل درصد قیمتهایشان را افزایش دادند (نزدیک بیست و نه هزار تومان در ماه). ضمن این که پیشترها قیمت ADSL برای کاربران خانگیشان متفاوت بود از کاربران شرکتی (ارزان‌تر بود) و بعدترها همه را یک کاسه کردند.

غیر از چند ماه ابتدایی و آن چند موردی که کوسه گویا اینترنت ایران را گاز گرفته بود و البته موردهای مربوط به مرکز مخابرات، قطعی آنچنانی نداشتند. زیاد پیش نیامد که بخواهم با واحد فنیشان تماس بگیرم. یکی دوباری که پیش آمد احساس می‌کردم که اینها فقط چند شماره کد خطا را حفظند و خارج از محدوده‌ی این کدها کمک زیادی نمی‌توانند بکنند. مثلاً برای مدتی بخش افزونه‌های سایت فایرفاکس با این آی.اس.پی بالا نمی‌آمد در حالی که در محل کارم -که پارس‌آنلاین استفاده می‌کردیم- مشکلی نبود، تماسهای من با واحد فنی آسیاتک در این مورد به جایی نرسید، هر چند بندگان خدا تلاششان را می‌کردند که مشکل من را حل کنند اما خوب وقتی نمی‌دانستند فایرفاکس چیست، انتظار نباید می‌داشتم که مشکل من را بفهمند! البته این مربوط به همان اوایل (شاید دو سال پیش) است، این مشکل خود به خود حل شد و فکر می‌کنم با فیلترینگ مرتبط بود. تماسهای دیگر که در مورد اشکال در ارتباط بود به حل آنی مشکل می‌انجامید.

پیشترها سیستم تلفن گویایشان ساده و سرراست بود و با گوش کردن چند ثانیه دستورالعمل می‌شد به اپراتور مقصد رسید. اخیراً برای دستیابی به یک بخش باید شاید نزدیک یک دقیقه دستورالعمل گوش کنید، باز دستورالعمل گوش کنید و … و نهایتاً اگر به مقصد رسیدید ابتدا -چون اپراتور اشغال است- اگر می‌خواهید منتظر بمانید شماره‌ای را بزنید (طبق دستورالعمل) و بعد از آن اگر می‌خواهید از حالت انتظار خارج شوید (؟!) طبق دستورالعمل شماره‌ای بزنید و اگر در این مرحله شماره‌ی دستور داده شده را نزنید چند دقیقه بعد احتمالاً می‌توانید با اپراتور صحبت کنید! برای مدتی هم -در یک اقدام ابتکاری-، به جای آهنگ انتظار، برای تماس گیرنده در یک حلقه‌ی نامتناهی شماره‌حسابهایشان را تکرار می‌کردند.

من تقریباً همیشه بیتورنتم به راه بود و به همین خاطر می‌توانم بگویم با توجه به سرعت دریافت این نرم‌افزار، سرعت خط تحویلی به من چیزی در حدود آن چیزی که باید باشد بوده.

در کل، ایضاً با توجه به این واقعیت که «اینجا ایران است» و شنیده‌ها و دیده‌هایم از سایر آی.اس.پی‌ها از آسیاتک راضیم و در صورتی که خانه‌ی جدید هنوز یافت نشده، مشکل مخابراتی نداشته باشد و بتوانم ای.دی.اس.ال بگیرم احتمال آن که باز هم سراغ آسیاتک بروم زیاد است. فعلاً با توجه به این که احتمال می‌دهم این ماه آخری دنبال خانه گشتن و مسائل جانبی آن وقت کمتری برای وبگردی برایم باقی بگذارد و همینطور این که به اندازه‌ی یک ماه کامل در این خانه ساکن نخواهم بود، برای این ماه، سرویسم را با محدودیت پهنای باند شارژ کرده‌ام تا ببینم در ماه بعد ساکن کجا هستم و از کجا اینترنت می‌گیرم.

اگر شما راجع به آی.اس.پی‌های دیگر نظر و اطلاع خاصی دارید لطفاً عنوان کنید. باشد که در ماه بعد ما را و در ماههای بعد بندگان دیگر خدا را به کار آید!

نوشته شده در ساعت ۱۹:۳۴

صنعت حل کپچای هند و راه‏حلهای مقابله با اسپم با تکیه بر تحلیل محتوا

۸۷/۱۱/۰۴

تا به اینجا رسیدیم که کپچای تصویر متنی را با او.سی.آر به شکل ماشینی دور می‌زنند و به همین دلیل روشهای متفاوتی برای طراحی کپچا ارائه شده است. جالب است بدانیم که این روزها شرکتها و مراکزی وجود دارند که قیمتهای استاندارد (!) برای شکستن کپچای سایتهای مختلف ارائه می‌کنند. به عنوان نمونه این تکه‌ای از لیست قیمت یک شرکت متخصص شکستن کپچاهای سایتهای چینی است (منبع عکس):

لیست قیمت شکستن کپچا

ماجرا محدود به کپچاهای تصویری هم نمی‌شود، کپچاهای صوتی هم توسط نرم‌افزارهای کامپیوتری -گویا به آسانی- قابل عبور هستند (در این نشانی مقاله‌ای تفصیلی درباره‌ی نحوه‌ی عبور از کپچای صوتی جیمیل بخوانید). کپچاهای تصویر متنی شرکتهای بزرگ (مایکروسافت، یاهو و گوگل) به دلیل تعداد کاربران بالا و همچنین اعتبار ایمیلهای ارسالی از آنها برای نرم‌افزارهای مبارزه با هرزنامه‌ها بارها و بارها شکسته شده‌اند (اینجا را ببینید).

اما کپچاهای ابتکاری چه؟! آیا مقاومت کپچاهای ابتکاری (کپچای محاسباتی، کپچای سه‌بعدی، سگ و گربه‌ی رپیدشر و ) بیشتر نیست؟ آیا نرم‌افزارهای ارسال انبوه اسپم از این کپچاها هم می‌توانند عبور کنند؟

تا اینجا و با توجه به سرمایه‌گذاریهای قابل توجه ارسال کنندگان اسپم روی کارشان باید به این نتیجه رسیده باشید که در این «شغل» آنقدر «پول» هست که نه تنها اجازه‌ی استفاده از راهبردهای «تحقیق و توسعه» را برای شکستن سدهای پیش رو به آنها می‌دهد بلکه احتمالاً این درآمدها می‌تواند آنقدر زیاد باشد که حاضر باشند برای حل مشکلات پیش‌رو مستقیماً و عملاً نیروی انسانی در اختیار بگیرند و از کمک نیروهای کار ارزانقیمت کشورهای در حال توسعه استفاده کنند.

به پشتوانه‌ی سرمایه‌ی ارسال کنندگان اسپم در کشورهایی مانند هند شاهد ظهور یک صنعت درآمدزای بدیع هستیم: «صنعت حل کپچا»! اتاقهایی با بیست الی سی اپراتور که در ازای دستمزدهایی همچون «هر ۱۰۰۰ کپچا ۲ دلار» ساعتهای کاری خود را با بازخوانی کپچاها می‌گذرانند. فرایند کار به این صورت است که نرم‌افزار ارسال اسپم تصویر کپچا را جدا می‌کند، به یکی از اپراتورها می‌دهد، اپراتور مقدار آن را درج و ارسال می‌کند و نرم‌افزار، اسپمش را ارسال می‌کند. با این سیستم کاری، شرکتهای حل کپچای هندی ادعای حل روزانه تا ۵۰۰۰۰ کپچا یا بیشتر را به مدد چند ده کامپیوتر و اپراتور، و شیفتهای کاریی که ۲۴ ساعت ۷ روز هفته را پوشش می‌دهند دارند (برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید).

نمایی از نرم‌افزارهای حل کپچا با کمک اپراتورهای انسانی

اینجاست که کارکرد کپچا برای جلوگیری از ارسال انبوه اسپم زیر سؤال می‌رود، چرا که کپچا برای حل این معضل، مبتنی بر این ایده است که ارسال‌کنندگان انبوه اسپم ماشین هستند و با تشخیص انسان از ماشین می‌توان جلوی ارسال انبوه اسپم را گرفت. و در اینجا حداقل بخش سخت‌تر کار را انسانها انجام می‌دهند.

دسته‌ی دیگری از راه‌حلهای مقابله با اسپم بر «تحلیل متون ارسالی» مبتنی هستند. مقایسه‌ی آی.پی ارسال‌کننده با لیست سیاه ارسال‌کنندگان اسپم شناخته شده، شمارش تعداد لینکهای موجود در متون و جستجوی نشانی سایتهای اسپم در بین آنها، بررسی محتوای متن و جستجوی واژه‌های متداول موجود در متون اسپم در متن ارسالی (یک آمار جالب در این زمینه را در این تصویر ببینید) از جمله ترفندهای به کار گرفته شده در این روش هستند. معمولاً برای جلوگیری از دور زدن شدن آسان الگوریتمها و روشهای مورد استفاده در این راه‌حلها بخش عمده‌ای از این روشها منتشر نمی‌شوند و تنها ابزارهای ارتباطی به صورت کدباز در اختیار استفاده‌کنندگان قرار می‌گیرند. «اکیسمت» سیستم مقابله با نظرات هرز که در وردپرس و برخی دیگر از سیستمهای مدیریت محتوی به کار گرفته شده است از جمله ابزارهای مبتنی بر این روش است.

این احتمالاً آخرین قسمت سری مطالبی بود که درباره‌ی «اسپم» نوشته‌ام. فهرست نوشته‌های این سری:

قسمت اول: ریشه‌ی نام اسپم

قسمت دوم: هرزنامه‌ها

قسمت سوم: کدامیک هرزنامه‌های بیشتری می‌گیرند: «علی» یا «زهرا»؟

قسمت چهارم: بگذارید «اسپم»ها را آنها بخورند!

قسمت پنجم: درآمدزایی هرزنامه‌ها

قسمت ششم: ماشینهای صاحب‌نظر

قسمت هفتم: کپچا: «تو آدمی؟!»

قسمت هشتم: او.سی.آر: قاتل کپچای تصویر متن

قسمت نهم: صنعت حل کپچای هند و راه‌حلهای مقابله با اسپم با تکیه بر تحلیل محتوی

نوشته شده در ساعت ۱۷:۵۸

درآمدزایی هرزنامه‏ها

۸۷/۰۹/۰۸

قبلاً اشاره کردم که مهمترین انگیزه برای هرزنامه‌نگاری پول و کسب درآمد است. تعداد زیادی از هرزنامه‌ها برای این فرستاده می‌شوند که گیرنده را به خرید کالا یا خدمات ترغیب کنند. در واقع سود هرزنامه‌نگاری به صورت غیرمستقیم و از سود کالا و خدمات فروخته شده به دست می‌آید (البته بسیاری در قبال دریافت دستمزد، برای دیگران کار ارسال نامه‌های تبلیغی ناخواسته را در حجم وسیع انجام می‌دهند، اینها هر چند سود کار خود را مستقیماً دریافت می‌کنند اما عملاً سود و دریافت تقاضای کار جدید آنها وابسته به سودده بودن کار هرزنامه‌نگاری برای طرف قراردادشان است).

از طرف دیگر فرستادن هرزنامه در حجم بالا نیازمند صرف هزینه و زمان است، علاوه بر این، این کار در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود (به عنوان نمونه، خبر محکومیت یکی از هرزنامه‌نگاران معروف را اینجا بخوانید) و خطرات خاص خودش را دارد. به همین دلیل هرزنامه‌نگارانی که در این کشورها زندگی می‌کنند نیازمند استفاده از روشهای گوناگون برای پنهان نگه داشتن هویتشان و همینطور محل ارسال هرزنامه‌ها هستند که اینها در کل، هزینه‌ی کار آنها را بالا می‌برد. آنها معضلهای دیگری هم دارند: با پیشرفت و هوشمندتر شدن سیستمهای مبارزه با هرزنامه‌ها در سیستمهای پست الکترونیکی، درصد بالایی از هرزنامه‌های ارسالی در پوشه‌ی هرزنامه‌ها جا خوش می‌کنند و مخاطب هدف، آنها را هیچ وقت باز نمی‌کند. با این تفاسیر آیا هنوز هم ارسال هرزنامه کاری سودده است؟ و اگر هست چقدر سود در این کار است؟

گروهی از محققان آمریکایی در اوایل سال میلادی جاری درصدد برآمدند که پاسخ این سؤالات را بیابند.

بهترین راه برای ارزیابی هرزنامه‌نگاری این است که خودت هرزنامه‌نگار باشی!

این جمله‌ای است که یکی از اعضای تیم پژوهشی مذکور در توصیف روش انجام این تحقیق نوشته است. گروه مذکور یک سایت جعلی فروش داروهای محرک راه‌اندازی کردند، همانند هرزنامه‌نگاران حرفه‌ای به کمک بدافزارها و ویروسهای کامپیوتری روی چیزی حدود هفتاد و پنج هزار کامپیوتر خانگی کنترل پیدا کردند تا از آنها به عنوان میاندار عملیات ارسال هرزنامه‌هایشان استفاده کنند و در طول ۲۶ روز چیزی حدود ۳۵۰ میلیون هرزنامه ارسال کردند (در مجموع ۴۶۹ میلیون هرزنامه). تنها تفاوت کار آنها با هرزنامه‌نگاران واقعی آنجا بود که در مرحله‌ی نهایی کردن خرید از سایت جعلی هدف، سایت با ارائه‌ی یک پیغام خطا از ورود اطلاعات کارتهای اعتباری توسط مشتری جلوگیری می‌کرد. نتیجه‌ی نهایی این ماراتن هرزنامه‌نگاری تنها ۲۸ فروش بود! به عبارت دیگر به ازای هر دوازده و نیم میلیون هرزنامه یک مشتری به مرحله‌ی نهایی خرید می‌رسد. اشتباه نکنید! این آمار آنقدرها هم بد نیست. در واقع حجم ارسال هرزنامه از سوی هرزنامه‌نگاران حرفه‌ای به حدی است که با لحاظ کردن این آمار تخمین زده می‌شود آنها روزانه هفت هزار دلار و سالانه بیش از دو میلیون دلار سوددهی دارند (حدس بزنید آمار ارسال روزانه‌ی آنها را)! اما در هر صورت، این با برخی گمانه‌زنیها در مورد درآمدهای افسانه‌ای هرزنامه‌نگاران نیز تناقض دارد و نشان می‌دهد که هرزنامه‌نگاری به نسبت کارهای غیرقانونی دیگر آنچنان که تصور می‌شود سودده نیست (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این پژوهش اینجا را ببینید).

ادامه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۴

کدامیک هرزنامه‏های بیشتری می‏گیرند: «علی» یا «زهرا»؟

۸۷/۰۹/۰۶

من روزانه ده تا بیست هرزنامه دریافت می‌کنم. شما روزانه چند هرزنامه دریافت می‌کنید؟ پاسخ این که یک کاربر پست الکترونیکی چقدر اسپم دریافت کند بسته به شرایط متفاوت است. مسلماً آدمهای معروف هرزنامه‌های بیشتری دریافت می‌کنند. مخصوصاً اگر آدمهایی باشند که شرایط کاری یا معروفیتشان با کامپیوتر و اینترنت ارتباط داشته باشد و مجبور باشند نشانی پست الکترونیکیشان را به صورت عمومی اعلام کنند. آن وقت تعداد زیادی از هرزنامه‌فرستان نشانی پست الکترونیکیشان را می‌دانند و منطقاً آنها را در صدر فهرستهای ارسال ایمیلشان نگه می‌دارند. یک نمونه‌ی شاخص از این آدمهای معروف، بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت است که چند سال پیش اظهار کرده روزانه چهار میلیون هرزنامه دریافت می‌کند!

عوامل دیگری هم در میزان دریافت هرزنامه تأثیر دارند. یک عامل مهم می‌تواند خود نشانی پست الکترونیکی باشد. نشانیهای پست الکترونیکی دو قسمت دارند: سمت چپ علامت @ که نام دارنده‌ی پست الکترونیکی را مشخص می‌کند و سمت راست آن که نشان‌دهنده‌ی سایت یا سرویس پست الکترونیکیی است که صندوق مزبور به آن تعلق دارد. سمت راست نشانی پست الکترونیکی شرکتی ِ کارمندان، معمولاً نشان‌دهنده‌ی سایت شرکت محل کار آنهاست. مسلماً کسانی که پست الکترونیکیشان نشان‌دهنده‌ی آن است که در شرکتهای بزرگ کار می‌کنند هدفهای بهتری برای هرزنامه‌ها هستند. بنابراین -اگر به عنوان نمونه- سمت راست ایمیل شما @microsoft.com باشد به نسبت ِ بیشتر ِ کسانی که از سرویسهای پست الکترونیکی رایگان استفاده می‌کنند هرزنامه‌های بیشتری دریافت می‌کنید.

جالب است بدانیم که -بر طبق آمارها و پژوهشها- سمت چپ نشانی پست الکترونیکی -یعنی نام دارنده‌ی آن- نیز در میزان دریافت هرزنامه تأثیر دارد!

یک راه مؤثر برای تولید فهرست ایمیلها، استفاده از فرهنگهای لغت و فهرستهای نامهاست. یک برنامه‌ی کامپیوتری این نامها را از فرهنگ لغت می‌خواند، آنها را با حروف، نشانه‌ها و اعداد ترکیب می‌کند و سپس نتایج را با @ و نشانی سایت سرویس‌دهنده‌ی ایمیل ترکیب می‌کند. به این روش می‌توان میلیونها بلکه میلیاردها نشانی ایمیل ساخت که اگر چه درصد بالایی از آنها ممکن است معتبر نباشند ولی درصد قابل توجهی از آنها نیز معتبر و موجودند و علاوه بر آن، ایمیلهایی هستند که در فهرستهای آماده‌ی ایمیلهای واقعی وجود ندارند. از آنجا که نامهای کمیاب در فهرستها و فرهنگ نامهای کمتری یافت می‌شوند کسانی که نام کمیاب دارند یا برای پست الکترونیکیشان نامهای مستعار ابتکاری و کمیاب انتخاب کرده‌اند کمتر از کسانی که نامهای متداول و معمولی دارند در معرض دریافت هرزنامه به این روش قرار می‌گیرند. از جهت دیگر فرهنگهای نامها معمولاً به ترتیب الفبا مرتب هستند. چرخه‌ی تولید نشانی احتمالی پست الکترونیکی به روشی که شرح داده شد و ارسال هرزنامه به آن، زمانی که صحبت از میلیونها نشانی پست الکترونیکی باشد، با وجود پیشرفتهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و پهنای باندهای مگابایتی، هنوز هم بسیار زمانبر است و گاهی چندین روز زمان می‌برد و به دلایل مختلف ممکن است پیش از تکمیل قطع شود و به پایان نرسد. با یادآوری این که فرهنگهای نامها معمولاً به ترتیب الفبا مرتب هستند به این نتیجه می‌رسیم که کسانی که حروف ابتدایی نامشان در صدر الفبای انگلیسی قرار دارد (مانند ali) -چون همیشه در صدر چرخه‌ی دریافت هرزنامه هستند- اکثراً به نسبت کسانی که حروف ابتدایی نامشان در پایین این فهرست قرار دارد (مانند zahra) هرزنامه‌های بیشتری دریافت می‌کنند. آمارگیریها و نمونه‌برداریهای واقعی نیز تفاوت محسوسی را بین آمار هرزنامه‌های دریافتی ایمیلهایی که با حروف ابتدایی الفبا شروع می‌شوند و آنهایی که با حروف انتهایی آغاز می‌شوند نشان داده، برای اطلاع بیشتر اینجا را ببینید.

بقیه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۱:۵۱

هرزنامه‏ها

۸۷/۰۹/۰۵

ایمیل یا پست الکترونیکی از اولین چیزهایی است که با آشنایی با اینترنت صاحب آن می‌شویم. به همین دلیل ایمیلهای اسپم یا هرزنامه‌ها هم شناخته‌شده‌ترین نوع اسپمها هستند. به طور کلی هر نوع نامه‌ی الکترونیکی که در حجم انبوه و برای افرادی که تقاضای دریافت چنین نامه‌ای را نکرده‌اند -فارغ از محتوای نامه- ارسال شود هرزنامه به حساب می‌آید.

هرزنامه‌ها با انگیزه‌های مختلفی فرستاده می‌شوند، که در این بین، متداولترین انگیزه «پول» است. عده‌ای با هدف فروش و بازاریابی (و دستیابی به پول به شکل قانونی‌تر به نسبت دسته‌ی دوم) دست به ارسال هرزنامه می‌زنند و عده‌ای دیگر با هدف دستیابی به پول از طریق فریفتن دیگران و کلاهبرداری. هرزنامه‌های نوع دوم در نگاه اول عجیب و وسوسه‌کننده هستند، نامه‌هایی که ادعا می‌کنند شما برنده‌ی بخت‌آزماییی شده‌اید که در آن شرکت نکرده‌اید (چند نمونه را در نظرات این نوشته ببینید)! نامه‌هایی که در آنها ادعا می‌شود که شما طبق تحقیق وکلای معتبر از بستگان فلان سیاستمدار تازه از دنیا رفته‌ی نیجریایی هستید و وارث چند میلیون دلار ثروت او شده‌اید و … . و شما برای آن که به پولی که برنده شده‌اید یا به ارث برده‌اید دست پیدا کنید باید مقادیری ناچیز هزینه‌های ابتدایی را بپردازید! جالب اینجاست که این گونه شیادیها با وجود این که این روزها تعداد زیادی از کاربران اینترنت با آنها آشنایی دارند هنوز هم کارایی دارد و گه گاه شکارهای درشتی را هم به دام می‌اندازد: به عنوان یک نمونه، در این صفحه، داستان زنی را بخوانید که همین اخیراً، در مجموع مبلغ چهارصد هزار دلار به کلاهبرداران اینترنتی پرداخت کرده است!

جالب است بدانیم که بیشتر هرزنامه‌ها از سوی چند کشور خاص فرستاده می‌شوند. شاید باور کردنش کمی مشکل باشد (در حد باور کردن آمار دریافت فایرفاکس از سوی ایرانیها در روز انتشار فایرفاکس ۳)، که کشور ما در این بین، جزء این چند کشور خاص است (طبق آماری که آقای کیوان نیری از سیستم ضد اسپم خودش استخراج کرده ایران بعد از آمریکا، روسیه و چین، چهارمین کشور دنیا از لحاظ حجم ارسال اسپم است، این نوشته‌ی انگلیسی را از ایشان ببینید)! البته، در کشوری که فهرست چندده‌هزارتایی ایمیلهای ملت، بدون مزاحمت قانون و توسط شرکتهای اسم و رسم‌دار به فروش می‌رسد انتظار آفریده شدن چنین افتخاراتی را هم باید داشت! بگذریم …

بقیه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۲:۲۱

ریشه‏ی نام اسپم

۸۷/۰۹/۰۳

اگر به تبلیغات بالای پوشه‌ی اسپم حساب جی‌میلتان دقت کرده باشید، احتمالاً شما هم مثل من تا حالا متوجه شده‌اید که بیشتر وقتها موضوع این تبلیغات به جای آن که درباره‌ی نرم‌افزارها و ابزارهای مقابله با اسپم یا به اصطلاح «هرزنامه‌»ها باشد، درباره‌ی خوراکیهاست!

تبلیغات جی‌میل در پوشه‌ی اسپم

در واقع واژه‌ی «اسپم» پیش از آغاز عصر اینترنت نام تجاری نوعی غذای کنسرو شده بوده، که هم اکنون هم با همان نام تجاری (و البته بنا بر اصرار شرکت تولید کننده با صورت نوشتاری تماماً بزرگ (SPAM) برای متمایز بودن با اسپم اینترنتی و همچنین نشان دادن این که این نام یک نام اختصاری است) عرضه می‌شود و گویا بر خلاف هرزنامه‌ها که همه جا ناخواسته‌اند خیلی هم خواستار دارد. در هر صورت ریشه‌ی واژه‌ی اسپم به معنی هرزنامه هم گویا، همان نام تجاری اسپم خوراکی است.

اسپم واقعی

داستان انتخاب واژه‌ی اسپم برای هرزنامه‌های الکترونیکی گویا از این قرار است که فراوانی «اسپم» در دوران جنگ جهانی دوم در اغذیه‌فروشیهای انگلستان -درست همان وقتی که به لحاظ شرایط جنگی خیلی از خوراکیهای گوشتی در این کشور مشمول جیره‌بندی بودند الا «اسپم» که در همه جا پیدا می‌شد- دستمایه‌ی داستان یکی از قسمتهای یک سریال کمدی دهه‌ی هفتاد میلادی شبکه تلویزیونی بی.بی.سی قرار گرفت، که در آن تکرار این واژه در منوی رستوران داستان آن قسمت از سریال و همچنین همراهی یک گروه هم‌آواز جنبه‌ی فراوانی این خوراکی را در آن زمان به طنز کشید. تحت تأثیر این سریال، بعدها و در آغاز دوران اینترنت، یکی از روشهای حالگیری افراد ناخواسته در اتاقهای گفتگو، پر کردن صفحات با واژه‌ی SPAM بود و به همین دلیل اندک اندک واژه‌ی «اسپم» به همه جور آشغال الکترونیکی ناخواسته از قبیل نامه، نظر وبلاگی و مانند آن که به صورت انبوه ارسال می‌شوند اطلاق شد (اصل ماجرا را در ویکیپدیای انگلیسی و در این قسمت بخوانید).

احتمالاً ;) ادامه دارد …

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۵

دوستداران رنگ

۸۶/۰۴/۱۳

شما از چه رنگی خوشتان می‌آید؟!

من؟! من؟! … بگذارید فکر کنم … آهان! از آبیی که قرمز باشد! همان آبیی که آدم را به وجد می‌آورد، آبی ِ رنگ بدنه‌ی این مگس!:

مگس آبی

یا آبی ِ رنگ کرکهای این طاووس:

طاووس

از قرمزهای همان رنگی هم بدم نمی‌آید، مثل رنگ سینه‌ی این پرنده:

سینه سرخ

و از زردهایش و … . راستی شما از چه رنگی خوشتان می‌آید؟!

وبلاگی هست (سایتی؟!) برای دوستداران رنگها به این نشانی. در این وبلاگ انگلیسی زبان (که آدم اصلی و اداره‌کننده‌اش یک ایرانی‌الاصل است به نام داریوش منصف که البته فکر می‌کنم فارسی نمی‌داند) مطالب گوناگونی راجع به رنگ و رنگها می‌یابیم. مطالبی مثل این: تفاوت رنگها در فرهنگها و زبانهای مختلف، یک افزونه‌ی فایرفاکس که رنگها را در صفحات وب برای افراد کوررنگ تصحیح می‌کند، این که چرا بعضی رنگها نشانه‌ی بعضی مفاهیم خاص هستند [قرمز : رنگ خطر، آبی : پسرانه، صورتی : دخترانه و ...] (۱ و ۲میزان استفاده از رنگ در پرچم کشورهای مختلف، زیبایی رنگ پرهای پروانه‌ها و حتی مطالبی از قبیل این که چرا مدفوع آدمها آن رنگی است؟!.

یکی از ویژگیهای -فکر می‌کنم- منحصر به فرد این وبلاگ آن است که کاربران می‌توانند پس از ثبت نام در آن جعبه رنگهای خودشان را درست کنند، با استفاده از آنها رنگهای اصلی عکسها و اشیاء خوش رنگ را نشان دهند و آن را در نوشته‌ها و نظراتشان به کار بگیرند. برای نمونه این مطلب این وبلاگ را در مورد رنگ پوسترهای تبلیغاتی فیلمهای تابستان ۲۰۰۷ ببینید:

پوسترهای تبلیغاتی فیلمهای تابستان ۲۰۰۷

در همین زمینه‌ی رنگ وبلاگ دیگری هم وجود دارد برای افراد کوررنگ (به این نشانی)، که در آن هم مطالب جالبی پیدا می‌شود. اینها سایتهای جالبی هستند و به نظرم ارزش آن را دارند که ساعاتی را به گشت و گذار در آنها بگذارنید.

نوشته شده در ساعت ۲۱:۳۹

پرطرفدارترین وبلاگهای دنیا

۸۵/۱۲/۱۹

هیچ می‌دانستید که در فهرست صدتایی پرطرفدارترین وبلاگهای دنیا سه تا وبلاگ (سایت) ایرانی حضور دارند؟ تازه یکی از آنها در فهرست ده تای اول قرار دارد! بعید می‌دانم بتوانید نام این سه وبلاگ را حدس بزنید. ببینید:

پرطرفدارترین وبلاگهای دنیا؟!

اینها لینکهایی هستند که به طور پیش‌فرض در قالبهای پرشین‌بلاگ (دوتای اول) و بلاگفا (سومی) گنجانده شده‌اند. اینطور که معلوم است این محبوبیت خیره‌کننده :mrgreen: کنجکاوی تکنوراتیها را هم برانگیخته، فکر نمی‌کنم خیلی خوشحال بشوند وقتی بفهمند سیستم محبوبیت‌سنجشان کثرت حضور چند لینک پیش‌فرض را با محبوبیت آنها اشتباه گرفته است. بیچاره اینهایی که می‌آیند می‌نشینند این آمارها را تحلیل می‌کنند!

راستی! دارم به یک چیز دیگر فکر می‌کنم! به نظرتان پرشین بلاگ و بلاگفا سفارش بمب گوگلی قبول می‌کنند؟! ;)

نوشته شده در ساعت ۱۱:۰۱