گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

تخلص شعری امام خمینی

۸۹/۰۵/۱۵

یکی از دوستان زحمت کشیده و دیوان امام خمینی را برای گنجور رومیزی آماده کرده (اگر علاقمند بودید اینجا را ببینید).

در هر حال، در حین مرور این دیوان متوجه نکتهٔ جالبی شدم که پیشتر نمی‌دانستم: امام تخلص شعری داشته و تعدادی از اشعارش با امضای شعری «هندی» به پایان می‌رسد.

جستجوی هندی در دیوان امام خمینی در گنجور رومیزی

منبع دیوان هم البته سایت امام خمینی است، این قسمت.

نوشته شده در ساعت ۲۰:۰۲

میم تاهما

۸۹/۰۵/۰۷

 

… I’m struggling to get used to the Tahoma “look”. There’s one character
that looks like a pregnant dung beetle hiding under a blade of grass,
and I can’t figure out what it is. …

از اینجا.

نوشته شده در ساعت ۱۸:۳۸

دو مطلب خواندنی

۸۹/۰۳/۰۸

در مورد آی‌پد این روزها احتمالاً زیاد خوانده‌اید و شنیده‌اید. اگر علاقمند هستید به نظرم این نوشته را از دید دوستی که در ایران این ابزار را خریداری کرده و استفاده کرده بخوانید (اینجا).

بشخصه چندان در مورد این وسیله کنجکاو نیستم. اما امروز نوشتهٔ جالبی را دیدم روی سایت گاردین، دربارهٔ آی‌پد که به نظرم طنز شیرینی دارد. دوست داشتید اینجا بخوانیدش (انگلیسی). خلاصه‌اش آن که آی‌پد را همان اول کار گرانترین مستطیل دنیا می‌خواند، تعریف می‌کند که چطور گاردین توانسته آی‌پد نویی را که در اولین روز عرضه از شیر مرغ هم نایاب‌تر است (بدون خون و خونریزی) برایش تهیه کند. از سنگینی آن شکوه می‌کند و حدس می‌زند برنامه‌ای برای آن نوشته شده باشد که میزان کالریی را که صاحب آی‌پد حین نگه داشتن آن مصرف می‌کنند بتواند محاسبه کند. اظهار می‌کند که صفحهٔ نمایش آن بازتاب بدی دارد و اولین چیزی که در آن می‌بینید چهرهٔ خودتان است و می‌گوید اثر انگشت روی آن می‌ماند. برای اتصال دستگاه به کامپیوتر باید از آی‌تیونز استفاده کرد. آی‌تیونز را از هر جنایت نرم‌افزاری که مایکروسافت دنیا را به آن آلوده دو برابر بدتر می‌داند. صفحهٔ نمایش دستگاه را برای تماشای فیلم فوق‌العاده و برای کتاب خواندن نامناسب می‌داند و در نهایت توصیه می‌کند که دوستداران یک چنین دستگاهی منتظر بمانند تا نمونهٔ ارزان‌تر و سبک‌ترش بیاید.

نوشتهٔ دیگری که تصادفاً دیدمش و به نظرم جالب آمد گزارشی است در سایت بی.بی.سی انگلیسی در مورد مشابهتهای فیزیولوژیکی افراد مبتلا به شیزوفرنی و افراد صاحب ذهن خلاق. دوست داشتید بخوانیدش (اینجا).

نوشته شده در ساعت ۲۰:۰۰

ترک عادت …

۸۹/۰۳/۰۳

شنیده‌اید می‌گویند ترک عادت موجب مرض است؟ نگاهی به این عکس بیندازید:

خط سینی

چه دیدید؟ یک تابلوی خوشنویسی چینی؟ سعی کنید از سمت راست به پایین دنبال نشانه‌های آشنا در آن بگردید. بله! این اثر هنری کار یک خوشنویس مسلمان چینی است و محتوای آن سورهٔ حمد است! خط عربی که احتمالاً به کمک قلموهای خوشنویسی چینیها به شیوهٔ آنها از بالا به پایین نوشته شده و سینی خوانده می‌شود.

دوست داشتید نگاهی به این مقاله دربارهٔ خوشنویسی در خطوط و زبانهای مختلف دنیا بیندازید.

پی‌نوشت: بحث خط و قلم شد؛ این فونت نیریزی را که اخیراً از طریق سایت شورای عالی اطلاع‌رسانی در دسترس قرار گرفته دیده‌اید؟ (دریافت از اینجا) هر چند اساس آن یک شیوهٔ خوشنویسی قرآنی و مرتبط‌تر با خط عربی است اما برای خط فارسی هم به نظرم قلم زیبایی می‌تواند باشد برای کاربردهای خاص. در هر صورت من فکر می‌کنم باز هم پیش از این که سفره‌آرایی و طعم و رنگ غذا را ببینم اولین چیزی که دیده‌ام «مو» بوده 😉 . همانند فونت ایران نستعلیق که اشکالاتی در نمایش کلمات دارد (اینجا را ببینید) این قلم هم گویا اشکالاتی دارد. آنچه من دیدم این بود که «نیمایوشیج» را «نیمایوشیح» نمایش می‌دهد:

فونت نیریزی «نیما یوشیج» را «نیمایوشیح» نمایش می‌دهد

در هر صورت، فونت فعلاً آنطور که اعلام کرده‌اند به صورت «آزمایشی» منتشر شده و ایمیلی هم برای دریافت نظرات اعلام شده (اینجا را ببینید)، من هم چند روز پیش همین مشکل را گزارش کردم، تا نتیجه چه باشد.

پی‌نوشت دوم: سایت آوای آزاد که آثار شعرای معاصر در آن در دسترس قرار داشت فیلتر شده!

نوشته شده در ساعت ۱۹:۲۳

گنجوری که روی هواست …

۸۹/۰۲/۲۵

خوب! مشکل دو سه هفته پیش دوباره پیش آمده و گنجور فعلاً روی هواست.

تفاوت اینجاست که میزبان محترم این بار رسماً عذر سایت را خواسته:

پشتیبانی میزبانی

نمی‌دانم چه بگویم! در هر حال توصیه می‌کنم اگر خواستید فضای وب بخرید ابتدا مطمئن شوید که میزبان وبتان اجازه می‌دهد بیشتر از ۲۰۰۰ نفر روزانه از سایتتان بازدید کند.

آمار بازدید گنجور

نوشته شده در ساعت ۱۹:۱۴

میزبانی وب ارزان و مطمئن سراغ دارید؟

۸۹/۰۲/۱۴

خوب! من برای ganjoor.net پهنای باند بالاتر از آنچه مجاز بوده‌ام تعریف کرده بودم (حساب ریسلری)، سیستم از لحاظ فنی مشکلی نداشته و یکی دو ماه از میزبان وب خودم سوء استفاده کرده‌ام. نتیجه؟ الان گنجور روی هواست و به نظر می‌رسد که قسمت پشتیبانی میزبان وب جاری فعلاً با من قهر است و جوابم را نمی‌دهد (با توجه به این که جوابم را نمی‌دهند حدس می‌زنم به این قضیه پی برده باشند و به این دلیل حساب را مسدود کرده باشند وگرنه فعلاً خودشان تا حالا هیچ چیز در مورد علت جریان نگفته‌اند). چاره، گویا با توجه به مشکلات دیگری که این چند ماه داشته‌ام، تغییر میزبان است.

با توجه به تجربه‌های قبلیتان، لطفاً شرکت میزبانی وبی معرفی کنید که چیزی حدود بیست گیگابایت محدودیت پهنای باند ماهیانه را در یک سرور لینوکس با قیمتی حدود صدهزار تومان (در حد پولی که دوستی ناشناس برای کمک به گنجور به حسابم واریز کرده) بتواند در اختیارم بگذارد و مهم، این که، مطمئن باشد. ممنون!

پی‌نوشت: من گویا کمی عجله کرده‌ام، مشکل آن چیزی نبود که اینجا نوشته‌ام. سایت این طور که بخش پشتیبانی میزبان وب گفته به وسیلۀ یک نرم‌افزار امنیتی و تحت فشار حمله (؟ گویا) به صورت خودکار بسته شده. احتمالاً کمک دریافتی را برای ارتقای پهنای باند سایت هزینه می‌کنم و فعلاً با میزبان فعلی می‌مانم.

نوشته شده در ساعت ۲۰:۳۱

تذکرة الاولیا

۸۹/۰۱/۲۹

اگر زمانی حال و هوای فکاهه و طنز کردید پیشنهاد می‌کنم با این دید، سری به تذکرة الاولیای عطار بزنید (کتاب را از این صفحه می‌توانید دریافت کنید) و حکایاتی را بخوانید که روزگاری برای خوانندگانشان روایات کرامات بودند و امروز برای من و احتمالاً شما چیزهایی در حد طامات و خرافات هستند:

سفیان ثوری، وقتی که در شکم مادر بود! (صفحهٔ ۱۲۵):

نقل است که یک روز مادرش بر بام رفته بود و از بام همسایه انگشتی ترشی در دهان کرد. چندان سر بر شکم مادر زد که مادر را در خاطر آمد تا برفت و حلالى خواست.

حکایت کنیزکان گستاخ عبدالله مبارک (صفحهٔ ۱۲۲):

نقل است که سهل بن عبدالله مروزی همه روز به درس عبدالله می آمد. روزی بيرون آمد و گفت: دیگر به درس تو نخواهم آمد که کنیزکان تو بر بام آمدند و مرا به خود خواندند و گفتند: «سهل من! سهل من!» چرا ایشان را ادب نکنی؟

عبدالله با اصحاب خود گفت: حاضر باشید تا نماز بر سهل بکنید.

در حال سهل وفات کرد. بر وی نماز کردند. پس گفتند: یا شیخ! تو را چون معلوم شد؟

گفت: آن حوران خلد بودند که او را می خواندند و من هیچ کنیزک ندارم.

حکایت توبهٔ ذوالنون مصری (صفحهٔ ۷۶):

و سبب توبه او آن بود که او را نشان دادند که به فلان جای زاهدی است. گفت: قصد زیارت او کردم. او را دیدم، خویشتن را از درختی آویخته و می گفت: ای تن! مساعدت کن با من به طاعت، و اگر نه همچنين بدارمت تا از گرسنگی بميری. …

نقل قول از ذوالنون مصری (صفحهٔ ۷۸):

دوش در سجده چشم من در خواب شد، خداوند را دیدم …

بی‌ربط‌نوشت: گزیر و گنجور مدتی است مشکلی از این دست دارند. مشترکان وبلاگ اگر مطالب تازه‌های گنجور را در گزیر دیدند و اگر دسترسی به گزیر در طول این دو روزه ممکن نبوده، به خاطر تقلاهای من برای رها شدن از دست این معضل بوده که هنوز به نتیجهٔ نهایی نرسیده.

نوشته شده در ساعت ۱۹:۵۰

دی.ان.اس‌های گوگل

۸۸/۱۱/۳۰

این را در نظرات یکی از وبلاگها خواندم، یادم نیست کدام وبلاگ. اما به هر حال کار مرا فعلاً راه انداخته. گفتم شاید شما هم، همهٔ زندگی آنلاینتان روی جیمیلتان باشد و دسترسی از طریق محیط آشنایی وبی آن برایتان ضروری، شاید این راه حل به درد شما هم بخورد: دی.ان.اسهای ارتباط اینترنتیتان را روی 8.8.8.8 و 8.8.4.4 تنظیم کنید بلکه رستگار شوید.

نوشته شده در ساعت ۱۶:۰۱

پیشنهاد

۸۸/۱۰/۳۰

می‌آیی از سر کار، ایمیلها را چک می‌کنی، می‌بینی یکی گزارش داده نمی‌شود برنامه را دریافت کرد. حدس می‌زنی مشکل مربوط به انتظار چند ثانیه‌ایست که باید قبل از شروع دریافت بکشند، جوابی می‌دهی. می‌آیی جهت اطمینان یک بار آزمایش کنی. می‌بینی سایتی که استفاده از آن لینکهای میانی برای در دست داشتن تعداد دریافتها درست کرده بودی فیلتر شده.

خوب! مشکلی نیست، آمار به درک! لینکها را با لینک اصلی سرویس میزبانی پروژه جایگزین می‌کنم.

می‌آیی لینکهای اصلی را جایگزین کنی. یک بار تصمیم می‌گیری آزمایششان کنی. می‌بینی که از آن طرف پیغام تحریم می‌گیری!

sourceforge

چه همزمانی جالبی! آن طرفیها را که حرجی برشان نیست. به اعتراف خودمان دشمنمان هستند و دشمن که به دشمن سرویس نمی‌دهد. این طرفیها را من مانده‌ام: چرا تعارف می‌کنند؟ مگر نه این است که اینترنت همه‌اش دردسر است برایتان. تعطیلش کنید یا محدودش کنید به همان هفت هشت ده سایت بی‌خطر و تأیید شده. خیال همه‌مان را راحت کنید. بهتر نیست؟

نوشته شده در ساعت ۱۸:۰۹

نوزادان به زبان مادریشان گریه می‌کنند!

۸۸/۱۰/۲۱

یکی از وبلاگهای زیرمجموعهٔ سایت بی.بی.سی (انگلیسی) مطلبی منتشر کرده با عنوان صد چیزی که تا پارسال نمی‌دانستیم. فهرستش را ببینید (اینجا). مطالب جالبی بینشان هست. مثلاً اشتراکی که ژنرال فرانکو دیکتاتور اسپانیا و هیتلر در نقص عضو داشتند، یا این که تعداد زیادی از مساجد شهر مکه جهت محرابهایشان اشتباه است و به قبلهٔ صحیح اشاره نمی‌کنند، این که قلب شکسته را می‌شود با دارو درمان کرد!، این که میمونهای تایلندی به بچه‌هایشان یاد می‌دهند که چطور از موی انسان به عنوان نخ دندان استفاده کنند و … .

نوزادان به زبان مادری گریه می‌کننداما جالب‌ترینشان -به نظرم- یافتهٔ محققان آلمانی است دربارهٔ این که نوزادان، بسته به زبان مادریشان با لهجه‌های متفاوت گریه می‌کنند! بر اساس این پژوهش، نوزادان در مرحلهٔ جنینی و با توجه به صداهای دریافتی از محیط بیرونی تحت تأثیر لهجهٔ مادرشان قرار می‌گیرند. اگر حوصله داشتید اصل مقاله را بخوانید (اینجا) و اگر نه، صدای گریهٔ نوزاد آلمانی و فرانسوی را در این صفحه گوش کنید تا تفاوت را ببینید.

نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۰