گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

زمستان زیبای خانه

۸۵/۱۰/۰۴

وقتی یک مدت ازش دوری، زیباتر به نظر می‌رسد …

زمستان زیبای خانه
کوه، ابر، برف
امامزاده سنجان، کوه سفیدخانی (سیفیدخنه) در یک روز آغازین زمستانی

نوشته شده در ساعت ۲۱:۴۹

چند نقل قول

۸۵/۱۰/۰۴

۱- این یکی را از رادیو شنیدم، می‌گفت یکی از معصومین ( احتمالاً امام علی (ع) ) گفته که «مردم به عمل کردن به آن چیزی که می‌دانند نیازمندترند تا دانستن آن چیزی که نمی‌دانند.» از این حرف خیلی خوشم آمد، چون فکر می‌کنم پیش از این که آن را بشنوم عملاً و توی زندگی خودم برمبنای آن عمل می‌کرده‌ام البته شاید با کمی اغماض: تمایل زیادی به دانستن آنچه نمی‌دانم و می‌دانم به این زودیها کاربردی برایم نخواهد داشت ندارم (هر چند خیلی هم توی بورس باشد) ولی در مورد عمل کردن به آنچه که می‌دانم …! 😉

۲- این یکی را توی روزنامه خواندم، نوشته بود هیتلر گفته: «تاریخ را پیروزمندان می‌نویسند!»، جای فکر دارد و فکر می‌کنم تا حد زیادی درست است. حتی می‌شود آن را اصل قرار داد و در مورد این که پیروز واقعی بعضی منازعات تاریخی چه کسی بوده بحث کرد.

۳- رفته بودم دندانم را بکشم (عقل بالا را بکشم و عقل پایین را که شدیداً اذیتم می‌کرد با جراحی برایم بیرون بیاورد)، در لحظات انتظار، مجله‌ای برداشتم و آن را ورق زدم. توی یک صفحه از آن مجموعه مطالب جالبی دیدم که در آن لحظه چشمم را گرفت و برای استفاده بعدی با موبایل دو سه تا عکس از آن گرفتم. بعداً که آمدم آن را دوباره بخوانم واقعیتش متوجه نشدم که از کدام مطلب خوشم آمده! احتمالاً جو وحشت (یا شوق) عمل جراحی رویم تأثیر منفی (یا مثبت 😉 ) گذاشته بوده! به هر حال این یکی را که از «مقالات شمس تبریزی» نقل شده بود اینجا می‌آورم:

آن یکی در سرما می‌لرزید. کسی از دور می‌آمد. گفت: «کبریت فروشی؟»، آن یک (با افتخار) گفت: «نه پزشکم.»، گفت: «کاش کبریت فروش بودی».

راستی! این هم یک عکس از دندان کشیده شده‌ام:

دندان عقل بالا

نوشته شده در ساعت ۱۸:۴۵