گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

کار جدید

۸۵/۰۷/۰۸

از محیط و شرایط کار جدیدم راضی‌ترم تا شرایط کارهای قبلی. مثل کار در سازمانهای دولتی نیست که احتمالاً تنها کاری که انجام نمی‌دهی همان کاری است که تخصصش را داری (کارمندان محترم دولت لطفاً بهتان برنخورد، این تجربه‌ی شخصی من بوده، شاید محیط و شرایط شما متفاوت باشد) و مثل کاری که برای شرکت خودت انجام می‌دهی هم نیست که بیش از این که از انجام کار تخصصیت لذت ببری دلواپسیهای مربوط به مشتری و بازاریابی و اینجور کارها اذیتت می‌کند (البته این روش کار برای شرکت خود به شیوه‌ی شخص شخیص من 😉 است که متأسفانه بیشتر وقتها سختگیرتر و وسواسی‌تر از آنی هستم که حتی قسمتهای کوچک کارم را به دیگران واگذار کنم). نحوه‌ی کار تقریباً اینطوری است که از صبح پای کامپیوتر می‌نشینم، یکی از همکاران که نقش ناظر و نماینده‌ی مشتری را ایفا می‌کند هر چند ساعت یک بار می‌آید، کارم را چک می‌کند و نظرات و سفارشات جدیدش را می‌گوید و می‌رود. اینطوری تقریباً تمامی ساعات کاریم به صورت مفید سپری می‌شود و زمان تلف شده خیلی کم دارم. حداقل فعلاً هم دغدغه‌ی سر و کله زدن مستقیم با مشتری را ندارم (که امیدوارم هیچوقت نداشته باشم 😉 ). البته خوب همه چیز هم بر وفق مراد نیست. البته این نامرادیها خیلی جدی نیست: مثلاً من بیشتر دوست دارم با خانواده‌ی زبان سی برنامه‌نویسی کنم حال آن که محیط مورد استفاده در محل کار جدیدم دلفی است که خوب هر چند برنامه‌نویسی با آن به سادگی تایپ با یک واژه‌پرداز است اما برای من خیلی زبان دلچسب و شیرینی نیست و یک جور ویژوال بیسیک غیرمایکروسافتی است. البته خیلی مهم نیست. مهم این است که دقایق و ثانیه‌هایم دارند خیلی مفیدتر از آن چیزی که فکر می‌کردم سپری می‌شوند و با این حال بیشتر روزها وقتی به پایان ساعت کاری می‌رسم هیچ نشانه‌ای از خستگی یا کم‌حوصلگی در خودم احساس نمی‌کنم.






۲ نظر

حميد رضا:

تاریخ: ۸۵/۰۷/۰۹ ساعت: ۱:۱۱

چه جالب 🙂
در اين موضوع هم با هم تفاهم داريم!!!!!!! 🙂
فرق من با شما اينه كه من توي خونه نشستم، براي يك مجله محلي طرح تبليغاتي مي‌زنم، وقتي شب مي‌خوام برم سر كار چهار ساعته شبانه‌م، تحويلشون مي‌دم و مي‌رم…

كار چهار ساعته شبا‌نه‌م هم با اينكه ربطي به رشته‌م نداره، اما بهترين فرصت هست كه از تلويزيون و بقيه مزاحم‌ها دور باشي و بشيني كتاب بخوني و درس‌هاي دانشگاه و …
گاهي لپ تاپم رو مي‌برم و كارهاي خونه‌م رو انجام مي‌دم، چون تقريبا اونجا بي‌كارم 🙂

اما دوست دارم و مطمئنم كه به زودي در زمينه “برنامه‌نويسي” (جاوا) مشغول كار مي‌شم (إن شاء الله)

بازم بنويس كه كلي با مطالبت حال مي‌كنم :))
قربون تو،
شغلت پايدار باشه و موفق‌تر از هميشه باشي؛
حميد رضا…

خسروبیگی:

تاریخ: ۸۵/۰۷/۰۹ ساعت: ۱۰:۰۷

ویژوال بیسیک غیر مایکروسافتی!
توصیف جالبی است.
در پتروشیمی اراک یه همکار در واحد کامپیوتر داشتیم که به دلفی میگفت: ویژوال پاسکال !

خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»

ارسال دنبالک:»

ارسال نظر برای این نوشته امکانپذیر نیست.