گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

کشتم شپش شپش کش شش پا را!

۸۵/۰۵/۰۴

مسابقه در تکرار سریع جملاتی که تکرار حروف همسان یا همجنس، ادای آنها را سخت کرده، یکی از سرگرمیهای بچگی فارسی زبانهاست (در زبانهای دیگر هم مشابه دارد؟). به هر صورت جالب است ببینیم این سرگرمی دوران بچگیمان حتی در شعرها و ادبیات قدیمی فارسی نیز نمود پیدا کرده و نمونه‌هایی دارد (برای این به اصطلاح صنعت ادبی اسامی واج‌آرایی و نغمه حروف را انتخاب کرده‌اند).

چند تاییش را که من می‌شناسم اینجا می‌آورم، بد نیست اگر شما هم از ادبیات کهن فارسی نمونه‌هایی را سراغ دارید عنوان کنید.

الف- حافظ (تکرار حرف سین):

رشته‌ی تسبیح اگر بگسست، معذورم بدار!

دستم اندر ساعد ِ ساقیّ ِ سیمین ساق بود!

این که می‌گویم فقط یک حدس است: خواندن مصرع دوم این بیت مخصوصاً به صورت آرام و نامفهوم و با تأکید بر روی حرف سین، تکرار متوالی و سریع ذکر «سبحان الله» را به ذهن متبادر می‌کند و من احساس می‌کنم حافظ عمداً قصد داشته با خوانده شدن این بیت چنین احساسی به شنونده دست دهد، یعنی این تصویر را در ذهن شنونده بسازد که راوی، تسبیح گویان دارد به استقبال ساقی سیمین ساق می‌رود!

ب- حافظ (تکرار حرف خ):

خیال ِ خال ِ تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

«خ» از آن حروفی نیست که بدون دقت کافی تکرارش تشخیص داده شود، بنابراین احتمال دارد شنونده‌ی این بیت تکرار زیاد این حرف را در آن تشخیص ندهد.

چیزی که در این بیت به نظر من جدای از این صنعت ادبی خیلی قشنگ است این است که اگر مصرع اول را به صورت یک جمله‌ی کامل بخوانید به صورتی که احساس نشود بقیه دارد، یک شعر عاشقانه‌ی ناامیدانه‌ی کامل را دارید (به تو نمی‌رسم، عشقت را با خودم به گور می‌برم 🙁 )! به همین دلیل می‌توانید با خواندن ِ به جای ِ مصرع دوم شنونده‌ی غمزده از مصراع اول را متعجب کنید، به او بفهمانید که مصرع اول یک جمله‌ی عاشقانه‌ی تراژیک نیست، بلکه یک جمله‌ی عاشقانه‌ی سرافرازانه و شاهدی بر یک انتخاب آگاهانه است (عشقت را با خودم به خاک می‌برم تا خاک گورم بوی تو را بگیرد!).

ج- سعدی (تکرار حرف ش):

شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی!

غنیمت است چنین شب که دوستان بینی

به نظر من تکرار واضح و مصنوعی حرف شین تنها مشخصه‌ی قابل توجه این بیت است.

د- حافظ (تکرار حرف چ):

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود، یاد سمن نمی‌کند

البته تعداد تکرار حرف «چ» زیاد نیست ولی «چ» از آن حروفی است که تکرار کمش هم خودش را نشان می‌دهد.

ه- حافظ (تکرار حرف ک):

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟

که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد؟

این بیت را اینجا پیدا کردم. البته به نظرم تکرار حرف «ک» خیلی تکرار جذاب و قشنگی نیست. در واقع حتی به نوعی کریه و زشت هم هست (البته فقط به خاطر نوع بیان این حرف و نه مسئله‌ی دیگر 😉 ). به هر حال مصرع اول این بیت به نظرم از آن جملاتی است که آدم اگر چند بار به صورت سریع و متوالی (به شیوه‌ی همان مسابقه یا رو کم کنیها) تکرارش کند تعداد «ک» هایش بیشتر هم می‌شود 😉 .

و- حافظ (تکرار حرف ش):

رسم عاشق کشی و شیوه‌ی شهرآشوبی

جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

 






۲۰ نظر

اروج علی:

تاریخ: ۸۵/۰۵/۱۹ ساعت: ۲۰:۳۴

خیلی بدبود

ناشناس:

تاریخ: ۸۵/۰۶/۱۷ ساعت: ۲۲:۰۳

خوشم نیومد

ناشناس:

تاریخ: ۸۵/۰۶/۱۷ ساعت: ۲۲:۰۴

مسخره ها

ناشناس:

تاریخ: ۸۶/۰۷/۰۲ ساعت: ۲۱:۰۱

دمت گرم اگه” ج “داری بنویس

محسن:

تاریخ: ۸۶/۰۷/۰۲ ساعت: ۲۱:۰۳

اگه مثل این هم داری بنویس

در لرستان نه لرند و هر لری نه نره لر نره لر چه نره لر هر نره لر نه بچه لر

سحر:

تاریخ: ۸۶/۰۷/۲۸ ساعت: ۲۱:۵۵

بد نبود

sahel:

تاریخ: ۸۸/۱۱/۱۷ ساعت: ۲۰:۰۴

kheyli khub buf.tamrine goftane in jomelat baraye bazigari va guyandegi kheyli khube.

نوید جوووووووون:

تاریخ: ۸۸/۱۲/۱۴ ساعت: ۱۷:۵۰

ایول دمت گرم
کارمو راه انداخت

نیوشا:

تاریخ: ۸۸/۱۲/۱۵ ساعت: ۲۱:۱۲

آخ جون خانوم ادبیات بهم گیر نمیده خیلی خوشحالم

کیان:

تاریخ: ۸۸/۱۲/۲۱ ساعت: ۳:۴۸

تأکید بر روی حرف سین، تکرار متوالی و سریع ذکر «سبحان الله» را به ذهن متبادر می‌کند و من احساس می‌کنم حافظ عمداً قصد داشته با خو… افرین… آفرین… تحسین می کنم… اگر اینگونه حدس میزنی باید کگفت انسان توانمند و خلاقی هستی… ارتباط با چنین آدم هایی به نفع آدمه! … باور بفرمائید بشریت ساخته میشه!… جدای از بحث تضارب آرا… من خلق نفسا!!… اصلا مگه خدا چند تا آدم ساخت… فقط یکی … حالا اینهمه آدم هست… پس… .
لطفا نگوئید: اینها ادمند… که شرمنده خواهم شد!
.
گرامی. یه کارهایی در زمینه فرهنگ و هنر داریم انجام میدیم با محوریت شعر… ارتباط تنگاتنگی که با مباحث نرم افزاری داره… برای من دلیل خوبیه که با حضرتعالی ارتباط بگیرم… ایمیل در کامنتی بر نوشته ای دیگر… تان ..موجود است… نمی خواهم اسباب زحمت شوم… قصد ابراز مهر است!… توام با جبری مهرانه. منتظرم. همین

ناشناس:

تاریخ: ۸۹/۰۱/۰۷ ساعت: ۱۲:۰۰

خیلی خوب

سالار گل محمد...:

تاریخ: ۸۹/۰۱/۲۳ ساعت: ۱۵:۳۹

ممنون مدرسمون میخواست.

نیوشا:

تاریخ: ۸۹/۰۱/۲۸ ساعت: ۱۷:۰۹

در لرستان……

خیلی باحاله ولی کاش محسن معنیشو هم مینوشتی.

رسول:

تاریخ: ۸۹/۰۸/۱۵ ساعت: ۱۳:۱۵

شيش سيخ جيگر
سيخي سه شاهي

مهشید:

تاریخ: ۸۹/۰۹/۰۵ ساعت: ۱۸:۵۴

بزکی رفت به چرا هم بچرد هم بچراند بچه را تو که رفتی چرا نه خود چریدی نه چراندی بچه را پس چرا رفتی چرا ؟چرا ؟چرا؟

ناشناس:

تاریخ: ۹۰/۱۰/۱۲ ساعت: ۱۷:۴۱

ببخشید ها این نوع کلمات بیشتر در زبان ترکی هست مثال گیخ کوپ گیخ گیرپی گریخ کوپ
گرچه معنیش رو ندونستسن اما اگه تونستید چن بار بگین

ارغوان:

تاریخ: ۹۰/۱۲/۰۲ ساعت: ۱۹:۰۰

وااااااای خدای من واسه این بالایی هایی که مفهوم و منظور یه آرایه ادبی رو با شوخی ها و جملات مسخره یکی می دونن واقعا متاسفم…..واقعا وقتی مملکتی شامل همچین آدمایی بشه چه انتظاری می شه داشت؟

نوا:

تاریخ: ۹۱/۰۵/۱۸ ساعت: ۰:۲۰

اینا جملات مسخره نیستن , یه قسمتی از زبان وادبیات هستن که توی انگلیسی بهشون گفته میشه tongue twister

امیر:

تاریخ: ۹۱/۰۷/۲۳ ساعت: ۹:۵۳

سه شیشه شیر سه سیر سر شیر

هرکی تو سه دفعه اول درست بگه جایزه داره

علی:

تاریخ: ۹۱/۰۸/۲۹ ساعت: ۲۲:۱۹

لطفا این را هم اضافه کنید
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خان یغمارا
حضرت حافظ

خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»

ارسال دنبالک:»

ارسال نظر برای این نوشته امکانپذیر نیست.