گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

تمام شد

۸۵/۰۳/۱۶

این روزها تقریباً روزی نیست که یکی دو بازدیدکننده که با جستجوی «شاهزاده ایرانی» و متعلقاتش به اینجا رسیده باشد نداشته باشم. وقتی به مرحله یکی به آخر (و به نوعی آخر) بازی رسیدم سختی مرحله از یک طرف و بی‌انگیزگی ناشی از مشاهده ویدئوهای بازی و لو رفتن آخر ماجرا برایم از طرف دیگر باعث شد که چند روز همانجا بمانم و دو سه روز پیش که متوجه این بازدیدکنندگان علاقمند به این بازی شدم انگیزه لازم برای تمام کردن کار را به دست آوردم و دیروز بازی را تمام کردم. مرحله یکی به آخر نبرد با وزیر و نابود کردن اوست، وزیر غولی نسبتاً سخت مابین این یکی و این دوتاست که علاج سختیش برای من تکرارهای پیاپی مرحله بود! مرحله آخر هم مرحله‌ای آسان و در عین حال متفاوت است. وقتی بازی تمام می‌شود گالری ویدئوهای بازی فعال می‌شود، داخلش یک ویدئوی جالب دارد (اولین عنوان) که چون در مسیر ویدئوهای بازی نبود من آن را قبلاً ندیده بودم.

می‌توانید مجموعه مرحله‌های ذخیره شده من را از اینجا دریافت کنید و با کپی کردن آنها در زیرشاخه یکی از نام بازیکنها واقع در زیر شاخه POP3Profiles در مسیر نصب بازی به آنها دست پیدا کنید. البته اگر از این بازی لذت می‌برید توصیه می‌کنم این خیانت را در حق خود روا ندارید!

در مورد بازی، به نظرم بازی خوبی بود چرا که علی رغم سختی (البته برای من که یک بازیکن حرفه‌ای و همیشگی نیستم) آنقدر کشش و جذابیت داشت که از بازی زده نشوم. از لحاظ میزان «ایرانی» بودن داستان، صحنه‌ها و سایر متعلقات بازی فکر می‌کنم با وجود آن که شرکت سازنده قصد نداشته یک شاهزاده واقعاً ایرانی بسازد اما به نسبت بازی شماره یک (شماره دو را بازی نکرده‌ام) روی این قضیه بیشتر کار شده بود. شرکت سازنده این بازی را (شماره سه‌اش را البته، نسخه‌های قبلی را نمی‌دانم) با همکاری یک استودیوی مراکشی (کازابلانکا ستودیوز) ساخته و تعداد زیادی از دست‌اندرکارانی که نامشان در فهرست همکاران بازی آورده شده نامهای عربی دارند. علاوه بر فضای بازی که در آن مجسمه‌هایی شبیه به پیکره‌ها و نقش برجسته‌های هخامنشی به چشم می‌خورد و خطوط شبیه به خصوط میخی بر روی دیواره‌های آن زیاد دیده می‌شود (البته در یکی از مراحل کتیبه‌هایی با خطوط شبیه خطوط چینی و ژاپنی هم دیدم!) برای برخی فنون جنگی و اشخاص نیز از نامهای ایرانی استفاده شده بود (اینهایی که الان خاطرم هست: داریوش، مهستی، آزاد، زروان). در بازی شماره یک متوالیاً در صحنه‌های مختلف پارچه‌آویخته‌هایی به خط عربی با عنوان «ملک اسعد» دیده می‌شد (!) و مجسمه‌ها نیز شباهتی به مجسمه‌های ایرانی نداشتند. البته فضای یکی از مراحل بازی شماره سه باغهای معلق بابل است که فکر می‌کنم قبل از استیلای ایرانیان بر بین‌النهرین از بین رفته باشد.






۶ نظر

poya:

تاریخ: ۸۵/۰۷/۲۳ ساعت: ۰:۴۶

لطفا من رو در شاهزاده ایرانی یک راهنمایی کن قسمت اینه ها برای بدست اوردن شمشیر

حمیدرضا:

تاریخ: ۸۵/۰۷/۲۳ ساعت: ۲۲:۴۸

متأسفانه دقیقا یادم نیست جریان چطوری بود: آینه ها طوری رو به روی هم قرار بده که نور ورودی رو انعکاس بدن، در صورتی که درست اونها رو تنظیم کنی فک کنم راههایی برات باز بشه، باید بری بالا تا جایی که میشه و وقتی کارت تموم شد دوباره برگردی. امیدوارم مفید بوده باشه!

مسعود:

تاریخ: ۸۵/۰۹/۲۳ ساعت: ۱:۳۰

سلام . شدیدا نیاز به کمک دارم . تو مرحله ۱۴ که یه غول هست گیر کردم و نمیدونم باید چطوری بکشمش ؟

امير:

تاریخ: ۸۶/۰۶/۰۸ ساعت: ۱۲:۱۵

توي مرحله اي كه يك غول بزرگ است گير كردم لطفا كمك كن

الهه:

تاریخ: ۸۹/۰۳/۱۲ ساعت: ۱۴:۳۶

من ودوستانم از سایت شما بسیار خوشمان امد ازطرف الهه الهام سارا وفاطمه

حمیدرضا:

تاریخ: ۸۹/۰۵/۱۵ ساعت: ۱۹:۱۹

تذکر مهم: اگر در مورد این بازی سؤال دارید لطفاً دیگر اینجا مطرح نکنید. به وبلاگ امیرعلی (اینجا) یا مسعود (اینجا) سر بزنید.

خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»

ارسال دنبالک:»

ارسال نظر برای این نوشته امکانپذیر نیست.