گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

خواب و بیدار

۸۵/۰۲/۲۰

برای من تا به حال این اتفاق نیفتاده بود: بعدازظهری خواب بودم و داشتم خواب می‌دیدم. درست همه خوابم یادم نیست ولی در قسمتی(!) از آن خواب دیدم که ساعت گوشی موبایلم(!: دقیقاً مثل ساعت عقربه‌ای خودم بود: صفحه‌اش سفید و عقربه‌هایش سیاه) در یک جای تاریک افتاد روی زمین و داشتم سعی می‌کردم پیدایش کنم! حالا در این حین زنگ اس.ام.اس گوشی موبایلم به صدا در آمد، یک لحظه ایستادم: «وای! حالا بدون ساعت گوشیم، چطور اس.ام.اس را بخوانم؟!» و بعد باز شروع کردم به گشتن دنبال گم شده موهوم … .

یادم نیست آخر ماجرا چی شد ولی وقتی بیدار شدم به سرعت گوشی موبایلم را برداشتم و دیدم که نیم ساعت پیش برایم یک اس.ام.اس آمده!






یک نظر

علی اصغر:

تاریخ: ۸۵/۰۲/۲۰ ساعت: ۲۰:۵۴

سلام من يا خودم مزاحمم يا اس ام اس هام …

خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»

ارسال دنبالک:»

ارسال نظر برای این نوشته امکانپذیر نیست.