درباره من:
آخرین نظردهندگان:
- مریم درباره سه گانه
- زری درباره توصیه هایی برای جستجوی بهتر در اینترنت
- نینا درباره مهمان من، به صرف فلیکر
- نینا درباره و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت
- نینا درباره فلیکرگردی – حیات وحش
مشترک شوید:
ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید و دکمه اشتراک را بزنید.
جستجو:
… استخوانش سخت تر خواهد شکست!
۸۵/۰۲/۱۴
عکس روبرو یادگار آن شبی است که در اتاقمان در خوابگاه (ترم سوم بود و فکر میکنم ساکن طبقه سوم خوابگاه مفتح بودیم) به اتفاق هماتاقیها هوس کردیم بالا رفتن از دیوار اتاق را با دویدن روی آن به سمت بالا تجربه کنیم!
امری که اینجانب به دلایلی در آن تخصص داشت و هر چند درست یادم نیست باید ترتیب دهنده اصلی ماجرا هم همان جانب بوده باشد. در هر صورت تصور لحظهای را بکنید که یک آدم صد و هفتاد سانتی کف پایش روی ارتفاع دو متر و نیمی یک دیوار باشد: این چنین آدمی ممکن است به جای آن که روی پا به زمین برگردد به صورت وارونه و از ناحیه کف دست راست با زمین برخورد کند و تمامی وزن بدنش هم به صورت آنی روی همان ناحیه فشار بیاورد. همان اتفاقی که در برگشت به زمین برای من افتاد. البته در لحظه برخورد و حتی تا ساعتی بعد از آن هیچ احساس ناخوشایندی نداشتم. اما وقتی چراغهای اتاق را خاموش کردیم و من به عادت آن وقتهایم دست راستم را زیر سرم گذاشتم تا بخوابم، لحظه به لحظه و دقیقه به دقیقه این احساس به من بیشتر دست میداد که دارد سرم بالا میآید و همزمان احساس یک درد ضعیفِ در حال قوت گرفتن و ضعف عمومی در من مشخص کرد که اوضاع خراب است و … . مشخص شد که استخوان اسکانفوئید(؟) دست راستم ترک برداشته، دستم را از نوک انگشتان تا بالای بازو گچ گرفتند و گفتند تا دو ماه باید در همین وضع باقی بماند و در صورت هر گونه بیاحتیاطی اتفاقات بدی برای دست راستم میافتد. خلاصه آن اتفاق باعث شد که مدتی اجباراً چپدست شوم و تمام امتحانات میان ترم را هم با دست چپ به اتمام برسانم.

یک نظر »
طراح:
تاریخ: ۸۹/۰۲/۲۱ ساعت: ۲۳:۴۱احتمالاً مال همون زمانی بوده که شاهزاده ی ایرانی بازی می کردید!
خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»
ارسال دنبالک:»