دربارهٔ من:
آخرین نظردهندگان:
- رادمان دربارهٔ از ماست که بر ماست
- نا شناس دربارهٔ از ماست که بر ماست
- سلام دربارهٔ پرطرفدارترین وبلاگهای دنیا
- شروین دربارهٔ آمدید، نبودم؟
- شروین دربارهٔ مردم خونخوار!
مشترک شوید:
ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.
جستجو:
چگونه فارسی را پاس بداریم؟
۸۵/۰۲/۰۷زبان از یک دیدگاه میتواند فقط یک ابزار ارتباطی باشد، ابزاری که باید از آن درست استفاده کرد تا کارکرد درستی داشته باشد. این دیدگاه میتواند در کنار دلبستگی به آن به عنوان بازماندهای از نیاکان باعث شود تا با دیدی منطقی هر جا به لحاظ ظهور عرصههای نو و ناشناخته یاریگرمان نبود، با وام گرفتن از زبانها و فرهنگهای بیگانه و در صورت لزوم واژهسازی دامنه پوشش آن را گسترش دهیم و آن را غنا بخشیم.
دلبستگی افراطی و یا شناخت نادرست از زبان و کارکردهای آن باعث شده که گهگاه زبان را به صورت یک پرچم و یک نماد ملی در آستانه نابودی ببینیم. دیدگاهی که به ما اجازه میدهد حتی برای واژههایی که از دوران کودکی بر زبان خودمان جاری بوده و حالا با تکیه بر سواد مدرسهای متوجه شدهایم اصلیت بیگانه دارد بدون توجه به عوامل شکل دهنده و تأثیرگذار بر زبان جایگزینهای مندرآوردی ارائه دهیم یا همزبانانمان را به کاربرد مجدد واژههای مرده فرابخوانیم. فرایند پیشنهاد کلمات و ترکیبهای بومی، فرایندی لازم و مؤثر است به شرط آن که وظیفه آن اتخاذ تصمیمات منطقی در قبال آینده زبان باشد و نه بازخوانی و بازنویسی گذشته زبان. ایده تلاش برای عدم قطع ارتباط با گذشتگان و حفظ ساختار باستانی زبان زمانی قابل دفاع خواهد بود که بدانیم در قبال حفظ و یا احیای ساختارهای سنتی زبان، رسایی و کارایی آن حفظ میشود. زبان ما بیش از آن که بازمانده پدرانمان باشد، ابزار ضروری ارتباطیمان است. ابزاری که کارایی نداشته باشد، دیر یا زود و به ناچار با ابزار صاحب کارایی جایگزین خواهد شد.
حفظ خلوص زبان آنقدر مهم نیست که توانمند نگاه داشتن آن. کارشناسی که محتوای تخصصی به زبان خود تولید میکند، خدمت مهمتری به زبان کرده است تا ادیبی که به شیوه امر و نهی سعی در پالایش زبان مردم کوچه و بازار دارد. به نظر من اگر میخواهیم زبانمان را حفظ کنیم بهترین خدمتی که میتوانیم به آن بکنیم این است که امکان دستیابی به دانستههای تخصصیمان را به زبان خودمان برای همعصران و آیندگانمان فراهم سازیم تا برای آنان دانستن زبان بیگانه را از یک اصل لازم به یک قابلیت انتخابی و قابل صرف نظر تبدیل کنیم.

۳۴ نظر »
حامد:
تاریخ: ۸۵/۰۷/۲۰ ساعت: ۱۵:۰۸سلام حمیدرضا جان ! از سایت تو من استفاده زیادی کردم در خصوص K750i . میخواستم بگم همشهری چطوری ! اتفاقی بود که رفتم رو عکست و دیدم که آره سنجونی هستی . من هم اراکی هستم / ولی فیجونیول اصل . آقام و ننم فیجونین . ولی ما تهران زندگی می کنیم . اسم من حامد نورمحمدی فیجانی است . شاید بشناسی ! از روی فامیلی . اگه رفتی مسجد عکس یادواره شهدا رو که نگاه کنی می بینی شهید شعبانعلی نورمحمدی را که عموی من بوده و است . دو تا داداش دارم که جفتشون مهندسی کامپیوتر ( نرم افزار ) می خونن . یکی اراک و دیگری تهران . در مقاطع کارشناسی و کاردانی . چون دو سال اختلاف سنی دارن .
حامد:
تاریخ: ۸۵/۰۷/۲۰ ساعت: ۱۵:۱۰بل تا بینم . جون مو راس می گی . دک و دیمتو ششتی . جونم مرگ شده .
ناشناس:
تاریخ: ۸۵/۱۲/۰۸ ساعت: ۸:۱۷سایت بی محتوایی ساخته ای هیچ قابل استفاده
نیست
جملی:
تاریخ: ۸۵/۱۲/۰۸ ساعت: ۸:۲۱زیادی منم منم کردهای وخواستهای فقط خودت را مطرح بکنی و الا سایت بی محتوایی درست کرد ه
ای بهتر است که آن/ را حذفش کنی
ناشناس:
تاریخ: ۸۷/۰۱/۱۰ ساعت: ۱۱:۴۲سایت بدرد خودت می خورذ
يه بنده خدا:
تاریخ: ۸۷/۰۹/۲۷ ساعت: ۲۰:۱۲با سلام يك پيشنهاد دارم اگه مي شه يك ليست از لغات قديمي فارسي تهييه كنيد تو سايتتون بذاريد تا اين روزها به جا اينگليسي پروندنو اين ادا ها از كلمات فارسي ناب استفاده كنيم.
ناشناس:
تاریخ: ۸۸/۰۱/۳۰ ساعت: ۱۸:۵۳خسته نباشید
کیمیا:
تاریخ: ۸۸/۰۲/۲۱ ساعت: ۱۷:۳۵ممنونم عالی بود
معصومه از کابل:
تاریخ: ۸۸/۰۲/۲۴ ساعت: ۹:۳۲قشنگ بود
از بعضی مطالب سایت شما استفاده کردم .
عالی بود
موفق باشید .
خشایار رُخسانی:
تاریخ: ۸۸/۰۶/۰۸ ساعت: ۱۸:۵۶آقای حمید رضا محمدی، یکی از کاستی ها در زبان فارسی کنونی بکارگیری وام وازه های بیگانه ای است که چم (معنی) آنها در زبان فارسی چیزی سوای آن است که بیگانگان خود آن اندرمییابند. برای نمونه با آنکه ما که در زبان فارسی بجای «گردهمایی و راهپیمایی» وام واژه-ی «تظاهرات» را بکارمیبندیم، ولی عراب های بای این مینش واژه-ی «مظاهرات» را بکار میگیرند. و دیگر اینکه واژه های بیشماری در زبان فارسی هست که ریشه-ی عربی دارند و با پسوندهای مندرآوردی از آن واژه ای فارسی ساخته اند همانند «ملیت» که از فرآورده های فارسی زبانان میباشد و در عربی واژه ای ناآشنا میباشد.
اگر تازبان توانسته اند به زور شمیشیر آنچنان آسیبی به زبان رسای پارسی برسانند که امروز بکارگیری واژه های آمده د رشاهنامه و واژه نامه هایی که نیاکان ما برای ما بجا گذاشته اند، ناآشنا شده اند، هیچ انگیزه-ی خردمندی در اینجا دیده نمیشود که ما همچنان به زور شمشیر گردن بگذاریم و با خودداری از بکارگیری واژه های زیبا، رسا و خوش نوای پارسی همچنان خواری خود را در برابر زور شمشیر تازیان به نمایش بگذاریم. یک پاترمان (ملت) را تنها زور شمشیر بیگانه و به زنجیر کشیدن آن نابود نمیسازد، ونکه (بکه) بریدن از فرهنگ و گذاشتهنگاری است که میتواند یک پاترمان را نابود سازد. برای ایستادگی در برابر نابودی ایران، ما هیچ راهی نداریم بجز پاسداری از فرهنگ ایران که آنهم با نگهبانی از زبان پارسی سره آغاز میشود که ریشه در فرهنگ اوستایی ایرانیان دارد و رساترین زبان جهان است. اگر آشنایی بازبان اوستا ندارید، مهرورزانه در باره آن بخوانید و پژوهش کنید تا بدایند که پس از ۴۰۰۰ سال از آفرینش دببره (خط) و دستور زبان آن، هنوز زبانی در جهان یافت نمیشود که بتواند در رسایی با ان برابری کند. زبانی که با آن گاته های اشو زرتشت اسپنتمان نوشته شده است.تنها از بهر اینکه فرهیختگان ایران با فرهنگ نیاکان خود بیگانه هستند و یا بیگانه پرست میباشند، بایستیکه همیشه در پیوس (انتظار) پژوهشگران باختر بمانیم تا آنها شکوه و آسیمی (عظمتت) فرهنگ نیاکان ما را برای ما هویدا کنند.
حمیدرضا:
تاریخ: ۸۸/۰۶/۰۹ ساعت: ۱۸:۰۲@خشایار رخسانی:
آقای رخسانی!
کسی با استفاده از واژههای خوشتراش (پاترمان؟! پیوس؟! و …) و اصیل (پهلوی اشکانی یا ساسانی؟! اوستایی؟!) مشکلی ندارد، مسأله این است که آیا توانایی جاانداختن این واژهها را داریم یا نه؟ آیا شما میتوانید ادعا کنید متن نظرتان بدون پرانتزهای اضافیش برای من دانشگاه رفتۀ درسخوانده قابل درک است؟
به زبان نباید به شکل ناموس نگاه کرد. زبان ابزار است، ابزاری که کارکرد نداشته باشد با ابزار صاحب کارکرد جایگزین میشود. زبانمان را میخواهیم نگه داریم؟ باید آن را برای انجام وظیفهای که از آن انتظار میرود توانمند کنیم. سره کردن آن کمک زیادی به توانمند کردن زبان نمیکند، توانمند کردن زبان زمانی محقق میشود که بتوانید آنچه را در ذهن دارید بدون مشکل بیان کنید.
صرف نظر از این قضیه، به نظر من شخصاً، مواردی که شما به آن اشاره کردید اتفاقاً از نقاط قوت فرایند وام گرفتن از زبان است. وقتی ما «ملیت» و «تظاهرات» را به گفتۀ شما به نحوی به کار میبریم که با نحوۀ کاربرد آن در زبان مبدأ متفاوت است عملاً دیگر مالک این واژهها هستیم و آنها را اگر هم وام گرفته باشیم رویشان کار کردهایم، تغییر شکل دادهایم و به شکلی که نیازهای زبانی خودمان را رفع میکند استفاده میکنیم. این ضربهای به ساختار زبان فارسی نمیزند. حتی به توانمندی آن کمک میکند.
پرستو:
تاریخ: ۸۸/۰۸/۱۲ ساعت: ۱۴:۰۶سلام
ما یک گروه دانش آموزی هستیم که پارسی را پاس می داریمو گسترشمی دهیم شا می شویم بتونیم گروهمون رو گسترش بدیم و شاد تر میشیم با شما همگام باشیم.
apagroup.blogfa.com
شادي:
تاریخ: ۸۸/۰۹/۰۳ ساعت: ۲۱:۰۷بد نبود خوب بــــــــــــــــــــــــــــود
مريم بابايي:
تاریخ: ۸۸/۰۹/۱۰ ساعت: ۱۴:۴۰معركه بود واقعا خسته نباشيد ممنون……
ناشناس:
تاریخ: ۸۸/۰۹/۱۳ ساعت: ۱۰:۲۰آقا خسته نباشی باحال بود سایت خوبی داری ممنونم
ناشناس:
تاریخ: ۸۸/۱۰/۰۷ ساعت: ۱۶:۲۳بايد اقوام ايراني تبار را كه امروز فراتر از مرزهاي جغرافيايي ماست چون هم وطن خويش عزيز بداريم هر كه را به زبان پارسي سخن مي گويد او گوشه اي از سرزمين بزرگ ايرانيان است ما نمي توانيم بگوييم مردم تاجيك وسرزميني كه به افغانستان مي شناسيم كمتر از ما ايراني هستند مردم سمرقند و بخارا اينها مرزهاي فرهنگي ايارن است كه با عشق و محبت بايد حفظ شوند بدور از بازي سياستمداران ما ارتباط مردمي و فرهنگي خود را حفظ كنيم و پيوندمان را با مردمي كه از خون و جان ما هستند حفظ نماييم اين ارتباط ميمون و خجسته در پيشرفت مردم پارسي زبان بايد موثر باشد بياييد مرزها را درنورديم هويت ايراني خود را احيا كنيم سمرقند و شيراز و امثال آنها در تاريخ سرزمين بزرگ ايران يكسانند اگر مرزهاي جغرافيايي در شرايط تاريخي دست خورده اند دليل نمي شود ما همديگر را فراموش كنيم به ياد آوريم ايراني هستيم همه ي ما متعلق به قوم بزرگي هستيم كه در تاريخ و فرهنگ بشر نقش هاي بزرگي داشته است ما به مهر و دوستي با مردم جهان سخن بگوييم فرهنگ ما فرهنگ احترام و محبت است به ياد آوريم نجابت قوم پارسي زبان را ما سرمايه هايي داريم كه نظير ندارند رودكي و فردوسي اينها از گنج هاي دنيا با ارزش ترند اينها ما را به هم پيوند داده اند از ابزار امروز دنيا براي پيوند محكم با برادران و خواهران پارسي زبانمان بهره بگيريم امروز بين ايران تاجيك سمرقند بخارا و… همه ي پارسي زبانان نبايد فاصله ي فرهنگي احساس شود تغييرات زباني يكديگر را دريابيم و حافظ زبان اجدادمان باشيم دوست بداريم همديگر را و عشق بورزيم به يادآوريم گوشه اي از قلب من و تو در تاجيكستان افغانستان سمرقند بخارا شيراز و خراسان مي تپد به ياد آوريم مرزهاي جغرافيايي ناتوان تر از آنند كه پيوند ما را بگسلند چون ما فرزندان سام نريمانيم بدرود ريشه هاي ناگسستني
amir:
تاریخ: ۸۸/۱۲/۱۷ ساعت: ۱۳:۲۳درود دوست گرامی!
تارنگار زیبا و کارآمدی دارید. من هم در زمینۀ پارسی سره کار می کنم. خواهشمندم از تارنمای من دیدار کنید تا اگر خواستید با هم تبادل لینک داشته باشیم. نام وبلاگ من «عاقلان دانند» است.
این کار باعث می شود که هنگام سرچ در گوگل هم وبلاگ من و هم وبلاگ شما زودتر و آسان تر پیدا شود و در نتیجه شمار دیدارکنندگان هر دو وبلاگ بالاتر رود.
با سپاس
امیر
shaalchy.Persianblog.ir
اشكان:
تاریخ: ۸۹/۰۱/۳۰ ساعت: ۱۳:۴۶درود.حميد جان سايت خوبي داري براي بهتر شدنش تلاش كن.پاينده باد ايران و ايراني.
z/e:
تاریخ: ۸۹/۰۲/۰۱ ساعت: ۱۳:۳۸بد نبود بهترش کن.
ناشناس:
تاریخ: ۸۹/۰۲/۰۷ ساعت: ۲۰:۴۲خیلی بد بود
ناشناس:
تاریخ: ۸۹/۰۲/۰۷ ساعت: ۲۲:۳۰از این بهترم میشه
eldish:
تاریخ: ۸۹/۰۲/۱۰ ساعت: ۱۲:۰۰درود بر شما
هرگام كه در جهت حفظ ادبيات و زبان فارسي برداشته بشه قابل ستايش هست،كار شما نيز ستودنيست.
ساینا:
تاریخ: ۸۹/۰۳/۱۹ ساعت: ۱۷:۴۴من فکر می کنم بد نیست این جا یک سایت معرفی کنم که در جهت پارسی کردن بعضی کلمات عربی یا انگلیسی کاربرد داره.
نام سایت: انجمن پارسی زبانان سره.
آدرس: http://www.farsisare.com
...:
تاریخ: ۸۹/۰۳/۲۲ ساعت: ۱۱:۱۹سپاس که برای زبان پارسی می کوشی
یک ایرانی طرفدار کوروش:
تاریخ: ۸۹/۰۶/۱۷ ساعت: ۱۱:۰۱درود بر شما
من طرفدار زبان شیرین فارسی هستم میدانم کلمات عربی که بیشتر آنها سخت ادا می شوند ولی با تاسف استفاده می شوند مانند کما نی السابق یا ایام یا وصف الوجود و ….
با تاسف مردم ما عرب زاده هستند کاش افغان زده بودند کمش چند سر شناس دارند عربها بلدند جابرابن حیان و بقیه ر کش برند
با سپاس
آرش:
تاریخ: ۸۹/۰۸/۱۵ ساعت: ۱۸:۰۲بدک نی
زیاد حال ناد
Armin:
تاریخ: ۸۹/۰۸/۲۳ ساعت: ۹:۵۳سلام
اندك اندك زين جهان هست ونيست
نيستان رفتند وهستان مي سند
پس بايد سعي كنيم كه ماهم از گروه هستان باشيم
پدران ما به ما ناخواسته خيانت كردند اما ما بايد با زنده نگاه داشتن زبان و دين پارسي كوشا باشيم.
بدرستي كه اولين يك تا پرستان ايرانيان بودند وهستند.
به وبلاگ بنده هم سري بزنيد
حسام:
تاریخ: ۸۹/۰۸/۲۴ ساعت: ۱۹:۵۳خیلی خوب بود
تال:
تاریخ: ۹۰/۰۸/۱۴ ساعت: ۱۹:۱۵بداست
ثمین:
تاریخ: ۹۰/۰۸/۲۹ ساعت: ۱۹:۱۴ممنون خیلی به درد خورد
ثمین:
تاریخ: ۹۰/۰۸/۲۹ ساعت: ۱۹:۱۶ممنونم خیلی به دردم خورد
م ه:
تاریخ: ۹۰/۰۹/۲۹ ساعت: ۱۱:۵۳من تشکر میکنم واقعا” برای ایجاد سایتی مثل گنجور،یکی دو ماهی هست که با آن آشنا شده ام خیلی کیفور میشم وقتی به همچین منبعی دسترسی دارم.
مرسی
شروین:
تاریخ: ۹۰/۱۱/۱۶ ساعت: ۲۲:۳۴سلام حمیدرضا جان وبلاگ خوبی داری موفق باشی
شروین:
تاریخ: ۹۰/۱۱/۱۶ ساعت: ۲۳:۳۸سلام آقای حامد نورمحمدی میشه لطف کنی وبلاگ و ایمیلتو بهم بدی؟من دنبال وبلاگهای همشهری هام هستم.منم فیجونیم ولی ساکن تهران.
خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»
ارسال دنبالک:»