گزیر

::گاهنوشتهای حمیدرضا محمدی::



دربارهٔ من:

آخرین نظردهندگان:

مشترک شوید:

ایمیل خود را در جعبهٔ زیر وارد کنید و دکمهٔ اشتراک را بزنید.

جستجو:

Valid XHTML 1.0 Transitional RSS Feed

حرف اول

۸۵/۰۱/۲۹

سلام!

این یکی از آن فکرهای خوبی بود که امروز به ذهنم رسید. واقعیتش چند روزی بود که شدیداً به فکر راه‌اندازی یک وبلاگ و بهره‌مند کردن جامعه انسانی از روزنوشتهای درربارم(!) بودم. اما باز هم آن مشکل همیشگی مانع بود : وسواس انتخاب اسم، انتخاب نوع سرویس و مانند آن. نمی‌دانم چطور شد که سر یک اسم (چیزی مثل گذار) با خودم به توافق رسیدم، اما خوب این اسم قبلاً ثبت شده بود و باید اسم دیگری انتخاب می‌کردم (فکر می‌کنم به اسم اعتقاد چندانی ندارم اما خوب …).

در مورد سرویس هم هر کدام را به یک دلیل کنار گذاشتم:

بلاگر: مجانی است، پس می‌توانم امیدوار باشم که بقای نوشته‌هایم می‌تواند بیش از عمر من باشد. خوب این خوب است. اما چند مشکل بزرگ: تاریخ شمسی (جاوااسکریپت؟ نه …)، آن نوار مسخره بالای آن هم که تناسبی با نوشته‌های فارسی ندارد (مال شما دارد؟ آدرس بدهید!) و البته این که به خاطر همان نوار مسخره و احتمالاً چیزهای دیگرش نمی‌توان طرح آن را با استاندارد w3.org همخوان کرد (اینجا را هم ببینید). (واقعاً آخر چقدر مهم است که با یک استاندارد سخت گیرانه و شاید الکی همخوان باشیم؟)

مجانیهای دیگر (وردپرس دات کام، بلاگسام و بلاگثینگ) را هم بعد از آزمایش کنار گذاشتم. البته در این زمان (خوانندگان اعصار بعد متوجه باشند!) وبلاگز دات یو اس هم عضو جدید نمی‌پذیرد. اما خوب از اسمش خوشم نمی‌آید و اگر هم … .

از طرف دیگر حدود یک ماه (؟) پیش یک ایده درخشان (D-:) به ذهنم رسیده بود و قصد داشتم آن را در قالب یک سایت اینترنتی پیاده‌سازی کنم. برای همین و مطابق با کارکرد آن ایده نام gozir.com را ثبت کرده بودم. اما خوب (من معمولاً همیشه! در نوشته‌هایم دچار یک تکیه کلام خاص می‌شوم، گهگاه نوشته‌هایم را ویرایش می‌کنم و سعی می‌کنم از تعداد تکرارها کم کنم. اما خوب! …گفتم که گفته باشم!) با توجه به آن که بعید به نظر میرسید انگیزه‌ام آنقدر کافی باشد که بتواند این کار را تمام کند، یک بار در اوج ناامیدی در روزهای آغاز سال (فکر می‌کنم)، روی آن دامنه وردپرس نصب کردم و سعی کردم وبلاگ شخصیش کنم. اما بعد با بازگشت امیدها (!) دوباره همه چیز را پاک کردم و منتظر ماندم که انگیزه کار خودش را بکند اما خوب … .

فکر خوب من که امروز یقه‌ام را گرفت آن بود که (با توجه به …) بهتر است فعلاً از همین نام ثبت شده استفاده کنم. بعداً اگر نظرم برگشت یک کاریش می‌کنم.

دوست داشتم سر فرصت، نوشته‌های آغازین بعضی وبلاگهایی را که معمولاً می‌خوانم نگاه کنم، یکی دو بار هم سعی کردم این کار را بکنم اما …. اما خیلی هم بد نشد! چون فکر می‌کنم از نوشته آغازین خودم خوشم آمده!

احتمالاً بعدها در مورد خودم بیشتر خواهم نوشت، محض شروع بدانید که من حمیدرضا محمدی هستم، بیست و پنج سال دارم، لیسانس کامپیوتر (نرم‌افزار) از دانشگاه اصفهان دارم و در شهر محل تولدم (سِنِجان، نزدیک اراک) ساکن هستم. مدتی در شرکت گاز کار کرده‌ام و اکنون در قالب فن‌آوران داده‌افزار کارا بعضی علاقمندیهایم را دنبال می‌کنم. (کافی بود؟ اینجا را هم ببینید.)






۷ نظر

خسروبیگی:

تاریخ: ۸۵/۰۲/۰۹ ساعت: ۱۴:۲۲

سلام
خیلی خوش اومدی و خیلی خوشحالم که اومدی. امیدوارم سالم و خوش عاقبت باشی. من سعی میکنم همه نوشته هات را بخونم. البته ممکنه اوناییش که خیلی تخصصیه نفهمم ولی حتما همه اونا رو میخونم . ولی توصیه می کنم کوتاهتر بنویسی که بتونیم با حوصله بیشتری بخونیم

فایزه بوکان:

تاریخ: ۸۵/۱۰/۰۵ ساعت: ۱۹:۲۷

سلام
خسته نباشید
داشتم راجب عکسهای قرآن می کردم
این وبلاگ باز شد
برام جالب بود
اسم وبلاگ
گزیر
چون من در جایی تدریس می کنم به نام گزیر
برام جالب بود این اسم
موفق باشید

حمیدرضا:

تاریخ: ۸۵/۱۰/۰۶ ساعت: ۹:۵۸

راجع به این قضیه اسم قبلاً متوجهش شده بودم چون تعدادی از بازدیدکننده ها با جستجوی عبارتهایی مثل «روستای گزیر» به اینجا رسیده بودن.

هادی:

تاریخ: ۸۵/۱۱/۲۹ ساعت: ۱۹:۵۶

دنبال اطلاعاتی راجع به خرید گوشی بودم که به شما رسیدم برام مفید بود بعد روی عکس شما کلیک کردم و به شهر شما رسیدم .
خوشحالم که یک یک همشهری یا هم استانی من توانست به من کمک کند برای شما آرزوی موفقیت دارم .
هادی اکبری

امیر حسین دیانی:

تاریخ: ۸۷/۰۱/۱۶ ساعت: ۱:۱۴

خسته نباشی جوان،دستت درد نکند . کار سترگی انجام دادی . هر کس که با ” گنجور ” آشنا شده ، عاشقش شده است . البته آنهایی که من می شناسم . ولی شک ندارم هر کس که چشم اش با شعر آشناست ، هم عقیده من است . دیروز با ” فونکسیون ” ی جدید ( دوبار کلیک برای جستجوی معنی لغت ) آشنا شدم . فهم و درک شعر را خیلی آسانتر کرده است ، بویژه برای جوانان که بهر حال با خیلی از لغات آشنایی ندارند . ربع قرنی است که از اراک ، محل تولدم ، و ایران دور هستم .اما با خواندن غزل و قطعه ای سوار بر بال خیال به اراک ،کرهرود ، سنجان و کوه مستوفی سفر می کنم و لذت می برم . پاینده باشی

Mohhamad G.:

تاریخ: ۸۷/۰۲/۲۱ ساعت: ۸:۳۹

man motassefane Farsi blad nistam type konanm. leza be english baryat minevissam. Javan khoob va khosh zogh va ba estadad Irani: doroud bar shoma, lotfan be karhaye zibayetan edameh dahid. Movafagh va moayyad bashid.

زارعي:

تاریخ: ۸۷/۰۶/۰۲ ساعت: ۱:۴۱

به سايت ها هم سري بزن http://www.gezir.ir

خروجی آر.اس.اس نظرات این نوشته:»

ارسال دنبالک:»

ارسال نظر برای این نوشته امکانپذیر نیست.